آموزش خرید و فروش بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال در صرافی بایننس

در این مقاله یاد میگیرید چطور در صرافی بایننس اکانت بسازید و چطور بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال را خرید و فروش کنید.

binance

همان طور که احتمالا میدونید صرافی بایننس بزرگترین صرافی در زمینه خرید و فروش ارز های دیجیتال در دنیاست که برای ایرانیها باز هست و البته به تازگی از اونجایی که این شرکت چینی به خاطر قوانین چین در خصوص رمز ارز ها سرور هاشو از چین خارج کرده و دفترش هم هم اینک در تایوان می باشد، خرید و فروش در این صرافی برای ما کمی محدود شده و بهتر است احتیاطا برای خرید و فروش برای از وی پــی ان استفاده نمایید . با این حال فعلا بهترین پلتفورم برای این کار است.

مرحله نخست : ثبت نام در بایننس

۱- فیلتر شکن یا وی پی ان خود را فعال کنید. ( جالبه که آیپی آمریکا هم نمیتونه از اپ استفاده کنه پس از سرور های آمریکا استفاده نکنید . )

۲ – از طریق زیر وارد وبسایت بایننس شوید:
https://www.binance.com/en/register?ref=22159399

۳ – فرم ثبت نام را پر کنید . دقت کنید ایمیلی وارد نمایید که به آن دسترسی داشته باشید.

۴ – به ایمیل باکس خود مراجعه کرده ایمیل حاوی لینک فعالسازی بایننس را باز کرده و روی لینک فعالسازی کلیک کنید. (تصویر فوق ) اگر ایمیل نیامده مدتی صبر کنید . قسمت اسپم ایمیل باکس خود را هم ببینید شاید آنجا رفته باشد.

ثبت نام تمام شد . میتوانید با آدرس ایمیل و رمز عبور خود وارد شوید .

۵ – لاگین را بزنید (تصویر فوق ) و با نام کاربری و رمز خود وارد شوید . بایننس یک مرحله دیگر برای تایید هویت شما دارد و آن هم ثبت دستگاهی است که با آن لاگین کرده اید :

۶ – مجددا به ایمیل خود مراجعه کرده . ایمیل جدید آمده از بایننس را باز کنید (تصویر زیر) و کد ۶ رقمی موجود در آن را خوانده و در این صفحه ( تصویر فوق ) وارد کنید.

دیگه تمام شد. اکانت شما ساخته شد.
پیشنهاد میکنم اپلیکیشن بایننس را بر روی گوشی خود نصب و از آن استفاده نمایید. آموزش نوشته شده اینجا هم بر اساس اپلیکیشن می باشد.
( دانلود اپ بایننس : https://www.binance.com/en/download )

مرحله یک و نیم : بالا بردن سطح امنیت (میتوانید این مرحله را نادیده بگیرید ) :

بایننس پیشنهاد میکند برای بالابردن سطح امنیت اکانت خود رمز دوم را فعال کنید. این رمز یا میتواند بر پایه ارسال پیامک باشد که به خاطر امکان عدم دریافت پیامک در ایران اصلا توصیه نمیشود. و یا با استفاده از اپلیکیشن گوگل آتنتیکیتور Google Authenticator ( توصیه میشود ) . و یا اگر فعلا نمیخواهید از این سطح امنیت استفاده کنید گزینه Skip for now را بزنید . (بعدا این بخش را میتوانید در قسمت setting/security فعال کنید ).

۱ – Google Authenticator را در گوگل پلی و یا اپ استور جستجو و نصب نمایید . لوگوی آن شبیه تصویر فوق می باشد. ( خود بایننس لینک های دانلود گوگل آتنتیکیتور را در اختیارتان میگذارد )

۲ – در صفحه بایننس qrcode به شما نمایش داده میشود (تصویر فوق ) . برنامه گوگل آتنتیکیتور را باز کنید. روی دکمه جدید بزنید (تصویر زیر) و scan a qrcode را انتخاب کنید . سپس گوشی خود را مقابل qrcode نمایش داده شده در صفح بایننس خودتان بگیرید .

۳- به محض انجام این کار ، یک کد برای شما ایجاد میشود به نام کاربر شما در بایننس . (تصویر زیر ) که با هر بار ورود به اپ بایننس از شما میخواهد که کد موجود در گوگل آتنتیکیتور را وارد کنید . شما اپ آتنتیکیتور را باز میکنید و کد نمایش داده شده را میزنید (تصویر زیر ) :

۴ – حال که این کد درست شد دکمه next را در صفحه بایننس بزنید و به استپ آخر بروید :

در این مرحله شما باید رمز ورود اولیه خود را در قسمت Login password وارد کرده و در قسمت google Authentication code هم عدد شش رقمی که در گوگل آتنتیکیتور ساخته شده را وارد کنید . دقیت کنید که این کد هر چند ثانیه (فکر میکنم ۳۰ ثانیه ) یکبار تغییر میکند . خب کار شما در این مرحله تمام است .

مرحله دوم : خرید بیت کوین یا اتریوم

متاسفانه ما مستقیما نمیتوانیم در بایننس خرید انجام دهیم برای این کار میبایست آدرس کیف پول ارز دیجیتال مربوطه را از پروفایل خود در بایننس برداریم و به فروشنده ای که میشناسیم بدهیم تا پس از خرید ارز را به آن کیف پول منتقل کند. برای این کار مراحل زیر را انجام دهید.

۱- در این آموزش فرض میکنیم میخواهیم بیت کوین بخریم . پس مانند تصویر فوق از قسمت fund در لیست ارز ها BTC که همان بیت کوین هست را بیابید و روی آن کلیک کنید (فرض را بر این میگیرم که قبلا مراحل لاگین را انجام داده اید )

۲- دو دکمه پایین صفحه هستند . یکی deposite برای افزودن یا خرید بیت کوین و دیگری withdrawal برای فروش و خارج کردن از کیف پول استفاده میشود . ما قصد خرید داریم . پس روی دیپوزیت بزنید .

۳- در صفحه باز شده کد عمومی کیف پول بیت کوین شما قرار دارد . باید آن را کپی کرده و برای فروشنده ارسال کنید . تا او بتواند مقدار بیت کوینی که خریداری کردید را توسط این آدرس به کیف پول شما ارسال کند.

۵- پس از ارسال توسط فروشنده اگر به تب funds در اپ مراجعه کنید (تصویر فوق) مقدار بیت کوین باید افزوده شده باشد.

  • نکته : بایننس یک صرافی است پس برای هر خرید و فروش از شما کارمز میگیرد. پیشنهاد خود بایننس این است که مقداری ارز BNB (ارز دیجیتال مخصوص بایننس ) در پروفایل خود داشته باشید تا کارمزد توسط BNB و با تخفیف (۲۵ درصد ) انجام شود. برای اینکار میتوانید مقداری از بیت کوین خریداری شده خود را به BNB تبدیل کنید. ( برای تبدیل ارزها یا خرید و فروش آنها مرحله ۳ این آموزش را ببینید ).

( در صورتی نیاز به خرید ارز های دیجیتال میتونید با شماره ۹۱۷۳۳۸۳۳۷۸ تماس بگیرید یا واتس اپ بفرستید و یا به آدرس ایمیل monavarian @ gmail .com ایمیل ارسال نمایید. )

مرحله ۳ : خرید و فروش، تبدیل ارزها و یا ترید ارزهای دیجیتال

گاهی لازم است شما مثلا موقتا یکی از ارزهای خود را بفروشید و یا مثلا جزو تحلیل گرهای تکنیکال هستید و میخواهید با خرید و فروش یا به اصطلاح ترید trade کردن ارزها کسب درآمد کنید . برای اینکار میتوانید از پنل کاربری خود استفاده کنید.

۱ – اول تصمیم بگیرید که چه تبدیلی یا خرید و فروشی میخواهید انجام دهید مثلا فرض کنید مخواهید بیت کوین خود را به بفروشید و اتریوم خریداری کنید بنابراین باید ترید فروش BTC/ETH یا خرید ETH/BTC را انجام دهید در حقیقت دوتایی A/B یعنی میخواهید بین A و B معامله کنید حالا اگر فروش انجام دهید یعنی ارز سمت چپ را که A هست بفروشید و B بخرید و بلعکس برای خرید (اگر میخواهید مثلا بیت کوین خود را بفروشید و آن را به دلار تبدیل کنید میتوانید از ارز دیجیتال USDT که معادل دلار است استفاده کنید یعنی برای ترید BTC/USDT را انتخاب کنید )

۲ – در اپ به تب markets بروید و از بالا تب BTC را انتخاب کنید. (فرض میکنیم در پروفایل خود بیت کوین داریم و میخواهیم BNB بخریم ) در لیست باز شده گزینه BNB / BTC را انتخاب کنید .

۳ – در صفحه باز شده گزینه Buy را میزنیم .

۴- اینجا صفحه ترید هست . کمی نیاز به توضیح دارد . سمت راست صفحه صف خرید و فروش وجود دارد . قیمت های به رنگ قرمز صف فروش را نشان میدهد . یعنی کسانی که تمایل به فروش bnb دارند با این قیمت ها میفروشند . و پایین صف خرید هست . بالاترین مبلغی که در این صف وجود دارد یعنی بالاترین پیشنهاد خرید . با کلیک یا زدن انگلشت روی آن این مبلغ را به عنوان خرید انتخاب کنید . بالا سمت چپ عبارت BNB/BTC نوشته شده. پس یعنی اگر خرید کنیم یعنی btc فروختیم و bnb خریدیم. زیر آن سه باکس وجود دارد . اولی مبلغی که میخواهید بخرید یعنی اینکه bnb را با چند بیت کوین میخواهید بخرید که با انتخاب قیمت موجود در صف این مبلغ تغییر میکند. در باکس دوم تعداد bnb که میخواهید بخرید را مشخص میکنید (میتوانید از دکمه های درصدی زیر آن که ۲۵ – ۵۰ – ۷۵ – ۱۰۰ می باشد استفاده کنید . ۲۵% یعنی مثلا ۲۵ درصد موجودی بیت کوین خود را میخواهم bnb بخرم . و در نهایت دکمه Buy را بزنید .

۵- اگر خرید با موفقیت ثبت شود و هنوز انجام نشده باشد در تب Open Orders میتوانید خرید خود را ببینید . این یعنی سفارش شما ثبت شده اما هنوز خرید شما انجام نشده. مثلا شاید قیمتی که دادید کم بوده و هنوز فروشنده ای برای آن یافت نشده و میتوانید سفارش را لغو کنید. اگر خرید انجام شده باشد میتوانید از بالای صفحه سمت راست به قسمت Order History بروید و آنجا خرید خود را ببینید و همچنین در تب funds مقدار bnb خریداری شده شما افزوده گردیده است.

احساس خوب

پسته تازه

از فروشنده پرسیدم این پسته تازه ها چنده ؟
گفت ۲۰ تومنه. اینا هم ۲۵ تومنه. پرسیدم: خب فرقشون چیه؟ گفت: اینا درجه یکه. اینا درجه دو. گفتم : دیدم هردوشو از یه گونی ریختی. خودشو زد اون راه و گفت : میخوای از همون بیست تومنیه ببر. اینم کیفیتش خوبه. گفتم : نمیخوام. فقط برام سواله که چرا همچین کاری میکنی. گفت: برو آقا برو دنبال کارت. با نگاه مدیر بازرگانی طوری گفتم : خب تو که میتونی همشو بذار بیست پنج تومن سودتم بیشتر میشه خب. گفت من کلاهبردار نیستم . اینا قیمتشون بیست تومنه. خندم گرفت. گفتم : تو الان داری جنس بیست تومنی رو میفروشی بیست پنج تومن! نگاهی بهم کرد و گفت : ببین، خیلی ها دوست دارن جنس و گرون تر بخرن. اون پنج تومن اضافه، پول احساس خوبیه که بهشون میفروشم. با فلسفش حال کردم گفتم : دمت گرم. پس یه کیلو از همون بیست پنج تومنیه بده ببرم. گفت : تو بیست تومنی ببر. گفتم : خب منم احساس خوبو میخوام. گفت : نه دیگه، برای تو دیگه کارکرد نداره.

من و کودکی ام در یک قاب

کودکی ام توی همان استخری شنا میکردم که کودک ام امروز .

فرقش این است که این یکی از صدها تفریحش هست و اما برای من شاید یکی از معدود ترین.

آن روزها همه چیز به همان شکلی که بود بود . یعنی چیز پیچیده ای وجود نداشت . ظهر جمعه تابستان میشد میرفتی باغ می افتادی توی آب خنک. عصر میشد بیرون می آمدی . چایی میخوردی . حالا هم همین کارها را میکنی . اما نمیفهمی . درکشان نمیکنی . انگار پوستت آنقدری کلفت شده که برخورد آب خنک را حس نمیکند . یعنی حالا اگر بخواهم خوشبخت باشم باید برگردم به دوران کودکی ام؟! نگاه میکنم میبینم من الان ، آرزوی بچگی هایم هستم . حالا که آرزوی بچگی هایم برآورده شده،  حسی دارم ؟ اصلا میفهمم ؟ خوشبختم؟

مینشینم پای صحبت های بزرگترهای زمان شاهی ، مدام تعریف میکنند که اینطور بود . راحت بودیم . مشکلی نداشتیم . . احتمالا پدربزرگها هم مینشستن میگفتن والا زمان قاجار اصلا خیلی بهتر بود. آخه اصلا چطور میشود زندگی بکنی با خر و قاطر این شهر اون شهر بروی توی گرما ، ظرف شویی و لباس شویی هم نداشته باشی بعد راحت تر هم باشی ! بعد که میبینم خب ما هم اول انقلاب بودیم بچه بودیم همین حس را داشتیم. نه اینکه آن موقع داشته باشیم ها . بعدها که برمیگردیم خاطرات را مرور میکنیم میبینیم چقدر خوش بودیم. به هرحال نه ما دیگر مای گذشته ایم و نه زمان دیگر به اصطلاح زمان شاه.

میخواهم بدانم کودک ام امروز به همان اندازه لذت می برد ؟ استخر آب خنک توی تابستان برایش همان معنی را می دهد که برای من میداد ؟ میخواهم بدانم وقتی بزرگ شد ، میخواهد به کودکی برگردد ؟ اصلا وقتی به خوشبختی رسید میفهمد که رسیده یا هنوز آرزوی خوشبختی میکند؟

ده توصیه رابرت مک کی برای فیلم‌نامه‌نویسان

رابرت مک کی، یکی از مشهورترین مدرسان فیلم‌نامه‌نویسی است که کتاب «داستان» او به فارسی ترجمه شده است. سمینارهای ساختار داستان رابرت مک کی، دوره‌های آموزشی فشرده سه روزه‌ای است که تمرکز آن بر روی فیلم‌نامه‌نویسی است. بیشتر مطالب این دوره‌های آموزشی برای نویسنده‌های فیلم‌نامه بسیار کاربردی است. بیشتر این سمینارها در آمریکا برگزار می‌شود اما گاهی نیز اتفاق می‌افتد که در خارج از مرزهای آمریکا دوره‌ای را اجرا کند.

۱٫ تو نباید بحران‌ها و نقاط اوج داستان را فراتر از نیروی قهرمان داستانت قرار دهی. قانون  مخالفت با معجزه‌های ناگهانی. غافل‌گیری ممنوع!

۲٫ زندگی را برای قهرمان داستانت آسان نگیر. هیچ پیشرفت و حرکتی در داستان وجود ندارد مگر از طریق کشمکش؛ و نه‌تنها کشمکش و درگیری فیزیکی.
۳٫ تو هرگز نباید کلمه به کلمه اهدافت را توضیح دهی. آن‌ها را نمایشی کن. توضیحاتت را در شلیک‌‌های نمایشی‌ات قرار ده؛ و از این شلیک در آخر صحنه استفاده کن تا به کشمکش بیفزاید.
۴٫ هرگز از دروغ‌های عجیب و غریب و غافل‌گیری‌های سطحی استفاده نکن. نکته‌های مهمی که قهرمان می‌داند از ما مخفی نکن. ما را همیشه در یک قدمی او نگه دار تا بدانیم او چه می‌داند.
۵٫ باید با مخاطبت ارتباط برقرار کنی. یک قانون غیر قابل فسخ. البته نه به این معنی که همه خوانندگان از شخصیت تو سر در بیاورند. این نکته بسیار مهم است.
۶٫ باید دنیای خودت را بشناسی همان‌طور که خدا دنیای خودش را می‌شناسد. قانون تحقیق حرفه‌ای.
۷٫ هرگز زمانی که به اندازه کافی پیچیدگی وجود دارد، پیچیدگی بیهوده ایجاد نکن. تنها در یک سطح پیچیدگی اضافه نکن. در هر سه سطح درون‌فردی، بین فردی و فرا فردی این پیچیدگی را ایجاد کن.
۸٫ آخرین نقطه را جست و جو کن، نیروی منفی پشت سر نیروی منفی، و شخصیت را  دور از موفقیت قرار ده و عمیق‌ترین کشمکش‌های قابل تصور در داستانی که تحت سیطره شما ممکن است را بر سرش فرو ریز.
۹٫ تنها، نوشتن کافی نیست. برای هر متن، یک زیر متن نیز قرار بده.
۱۰٫ تو باید بازنویسی کنی.

وجه اشتراک نسلی

تقابل نسل قدیم و جدید تلفن همراه

نزدیک نیمه شب بود و من مشغول بازی بودم که یک ماموریت تماس پیش آمد ،انگار مورد اورژانسی بود و من اصلا حال حوصله ایستادن دم گوش رو نداشتم . اطراف را نگاه کردم ، پدربزرگ آن گوشه آرام در شارژ بود.
من : آقجون ، آقاجون … ای بابا آقاجون
پدر بزرگ : بگیر بخواب بچه این موقع شب .
من : آقاجون بیدار شو یه دیقه.
پدربزرگ : چته ، مگه کوری نمیبینی تو شارژم .
من : آقاجون مورد اورژانسیه .
پدربزرگ : عجب. مورد اورژانسی این موقع شب آخه !‌
من : آقاجون بیا ببین این شماره رو میتونی بگیری برام .
پدر بزرگ : چرا خودت نمیگیری ؟
من : من آنتن ندارم .
پدر بزرگ : خجالت بکش بچه . آنتن ندارم یعنی چی ؟
من : مگه چی گفتم .
پدربزرگ : ما همسن شما بودیم آنتنمون تا قله قافم می رفت . اصلا هرجا میرفتیم اولین چیزمون که فعال میشد آنتنمون بود .
الان میتونستم جوابشو بدم . چون از خانم بزرگ بارها شنیده بودم که آقاجون هم آنتن درست و درمونی نداشت . باید میرفتن تا بالای کوه تا یه جایی یه آنتن نصفه و نیمه ای پیدا میکردن و کارشون راه میافتاد. ولی گفتم فقط کافیه اینو بگم تا آقاجون شروع کنه. منتظر این بود که تو من یه ایرادی پیدا کنه و شروع کنه بد و بیراه گفتن به کمپانی های مختلف و دائم هم تاکید کنه که فقط خودشون خوب بودن و جدشون آلکاتل اینا . من هم که اصلا حوصله این بحث های تکراری رو نداشتم، بحث و بردم یه سمت دیگه .
من : نکه آنتن نداشته باشم . هنگم ، ریختم به هم .
پدربزرگ : یه خواموش روشن شو درس میشه .
من : نمیشه . باید فلش بشم .
پدر : فلش ؟ فلش دیگه چه صیغه ایه ؟
من : اندرویدم ریخته بهم. شما این چیزا رو نمیفهمی آقاجون .
پدربزرگ : نفهم خودتی بچه. فکر کردی یه انی انداختی رو خودت حالا دیگه مانفهمیم .
من : اندروید آقاجون .
پدربزرگ : حالا هرچی . جوون به سن تو بره فلش بشه ، من این همه عمر از خدا گرفتم یه بارم فلش نشدم . بعد میگن ما نسل قدیمیم . والا سگ ما شرف داشت به این قرتی بازیهای الان . انروی و کوفت . پاشو پاشو برو این قرتی بازیهام در نیار
من : نمیتونم.
پدربزرگ : پاشو بهت میگم . اگه یه ذره ژن نوکیاها توت باشه با یه ریست درس میشی.
من : میگم الان نمیتونم آقاجون .
پدربزرگ : به حرف بزرگترت گوش کن .
من : داره اتک میشه بهم . وضعیتم حاده.
پدربزرگ : اتک ؟
من : چطوری آخه براتون توضیح بدم که بفهمید .
پدربزرگ : بچه نفهم خودتی . میزنم ریست فکتوریت میکنما .
من : ببینید . … مثلا فکر کنید شما مارتون تا حالا ۵۰ تا مربع خورده و الان خیلی بزرگ شده .
من : حالا ، مثلا تو یه مرحله ی بالا هستید، نمیتونید یه دفعه ریست کنید که.
پدربزرگ سکوت معنا داری کرد … نگام کرد.. یه غمی تو عمق نگاهش بود. گفت میدونی چن وقته مار بازی نکردم؟ 
یه دفعه ساکت شدم . مار بازی مورد علاقه آقاجون بود . همیشه برام تعریف میکرد که چطوری رکورد میزده و چطوری مربع ها رو پشت سر هم میخورده . گفتم :‌ چرا ؟ از کی ؟ 
پدربزرگ گفت : از وقتی تو بی پدر اومدی ، حواس نمیذاری که برام . خوردم تو دیوار . اه . داشتم رکورد میزدم.
من که الان درک کرده بودم برای چی آقاجون اینهمه سفسطه بافی کرد که شماره رو نگیره ، گفتم
من : آقاجون به نظرت تو این دوره چرا باید اصلا مسئله اورژانسی پیش بیاد ؟
پدربزرگ : آره. به نظرم اینا همش حرفه . اورژانسی و این مزخرفات .
من : به نظرم آدم گاهی باید آنتنشو بزنه به اون راه .
پدربزرگ : آفرین پسرم. خوبه حداقل یه وجه اشتراک نسلی پیدا کردیم. برم بخوابم .
آقاجون اینو گفت ، یه چشمک گل درشتی هم به من زد و خودشو زد به خواموشی. منم آنتمو زدم به اون راه و خودم و زدم به هنگی.

نمایش کلاغ پر کار مشترک محسن منوریان و علی محمد حسام فر در شیراز

تا حالا شده که احساس کنید خودتون نیستید؟ مثلا شبا خواب ببینید که پنگونید و هر شب هم این خواب رو ببینید.. بهش میگن خواب های سریالی.. یعنی تا سرتون رو میذارید زمین زندگی جدیدی برای شما شروع بشه.. ببینید که توی قطب زندگی می کنید.. یه جایی که دور تا دورش کوه یخه.. جایی که دست هیچ شکارچی بهش نمیرسه و تاکید می کنم هر شب این خواب رو ببینید..!.. و هر شب ادامه ی خواب شب قبل.. اونم در حالی که شما یک کلاغی..!.. از یه طرف به خودپنگوئن پنداری مبتلایید و از طرف دیگه کسی کلاغ بودن شما رو هم به رسمیت نشناسه..! واقعا زندگی سختیه و البته پر از لحظه های خنده دار!

تالار سپاسدار از ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ میزبان کلاغ پر است

گروه کارگردانی:علی محمد حسام فر، محسن منوریان

نویسنده : علی محمد حسام فر

بازیگران:آرش جمال الدینی، فیروزه باباملکی، محسن منوریان، علی محمد حسام فر،پریسا درافشان،نسا توافق

از ۳۰ اردیبهشت تا ۱۲ خرداد ماه ساعت ۲۰
چهاراه حافظیه،طبقه فوقانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس
تماشاخانه استاد سپاسدار
فروش بلیط : وبسایت www.irantic.com
یا
در محل تماشاخانه سپاسدار

پوستر نمایش کلاغ پر
پوستر نمایش کلاغ پر

 

 

نمایش کلاغ پر - بازیگران

نمایش کلاغ پر – بازیگران

بروشور کلاغ پر - اوریگامی کلاغ
بروشور کلاغ پر – اوریگامی کلاغ

برشور تیاتر کلاغ پر - عوامل
برشور تیاتر کلاغ پر – عوامل

نمایش کلاغ پر در رسانه ها
نمایش کلاغ پر در رسانه ها

دکور نمایش کلاغ پر
دکور نمایش کلاغ پر

 

عکسها و مطالب بیشتر در مورد کار را میتوانید روی پیج اینستاگرام گروه ببینید : https://instagram.com/_u/porchistaart

میتونید درباره نمایش و گفتگو با عوامل کار را در این آدرس ها بخوانید :

اسلاید های درس روش تحقیق دکتر شایگان به همراه کتاب های آموزشی متلب

  • فایلهای پی دی اف آموزش متلب Matlab.rar

 

جلسات درس روش تحقیق دکتر شایگان :

 

فیلم نامه کوتاه از خانم شیما آران

خانم شیما آران این فیلم نامه رو برام فرستادن که البته نام نداشت . من هم اون رو برای شما دوستان اینجا میذارم تا نظراتتون رو به ایشون منتقل کنید.

روز- خارجی- پیاده رو
دختربچه ای که با فرم مدرسه وکیفی که در دستش بود در پیاده رو ایستاده بود ونگاهش به خیابان بود وماشین هایی که بی امتنا رد می شدند وحاضرنبودند با ایستاند تا او بتواند رد بشود از طرفی می ترسید که از خیابان رد بشود واین در نگاهش معلوم است واز طرفی اگر دیر به مدرسه می رسید یاد حرف مدیر مدرسه افتاد
روز- داخلی – حیاط مدرسه
دختر بچه که تازه رسیده بود ازتو حیاط مدرسه داشت به طرف کلاس می رفت ( در همین صدای معلم وبچه های کلاس هایی دیگه هم به گوش می رسد ) مدیر که از تو پنچره او را دید از دفتر بیرون آمد از قیافه اش معلوم است که بابت دیر آمدن دختر عصبانی است اورا صدا زد
مدیر: سارا
دختر با قدم های آهستش به مدیر نزدیک شد وهمین طور که سرش زیر بود جواب داد
دختربچه: بله خانوم مدیر
مدیر : دوباره دیر اومدی یه روز زود میای یه روز دیر میای حالا برو سر کلاس ولی دفعه دیگه تکرار نشه وگرنه انضباط کم میشه
دختر: چشم خانوم
روز- خارجی- پیاده رو
دختر که ایستاده بود ودید فایده ای وهیچ کدوم از ماشین ها حاضر نبودند لحظه بایستند تا او بتواند رد بشود نگاهی به دوروبرش کرد ولی کسی نبود که از او کمک بخواهد واز رفتن به مدرسه منصرف شد وبه طرف خانه حرکت کرد وبعداز چند کوچه پس کوچه که گذشت
روز- خارجی – سرکوچه
به سرکوچه رسید نگاهی به تو کوچه کرد ورفت دم در خانه ای که رنگش کرم رنگ بود ایستاد وکلید را از تو کیفش دراورد و در را باز کرد ووارد خانه شد کسی در خانه نبود کفشش را در اورد ورفت روی مبل نشست ونگاهش به ساعت افتاد وسرش را پایین گرفت تلفن خانه زنگ خورد واز روی مبل بلند شد وبه طرف تلفن رفت نگاهی به شماره ای که روی تلفن بود کردو به عقب برگشت ونگاهی به قاب عکس خواهرش کنارآن نوار مشکی رنگی بود کرد همین طور که به عکس خواهرش خیره شده بود زنگ در به صدا دراومد کفشش را پا کرد ورفت در را باز کرد پسرجوانی که لباس سربازی به تن داشت وساک مشکی به دستش بود ایستاده بود وبه دختر گفت
پسرجوان: تو هنوزمدرسه نرفتی
دختر: نه داداش خیابون شلوغه
پسرجوان: خیابون که همیشه شلوغه پس روزای قبل چکارمی کردی
دختر:از یکی کمک می گرفتم ولی امروز شانسم کسی نبود الانم مدرسم دیر شده اگه برم مدیردعوام می کنه
پسر: خودم می رسونمت تا دم در مدرسه اونجا با مدیرت حرف میزنم تا دعوات نکنه
ودختر با خوشحالی ساک را از او گرفت وبرد تو خونه گذاشت کلید را دوباره تو کیفش کرد وبه همراه پسر تا خیابون رفتند وبعد از رد شدن ورسیدن به مدرسه دختر به همراه پسر وارد مدرسه شدند مدیر وقتی آنهارا از تو پنچره دید از دفتر خارج شد وآمد تو حیاط
روز- خارجی- حیاط مدرسه
پسر با مدیر صحبتی می کند که دختر با آنها فاصله دارد نمی شنود که آنها با هم چه می گویند مدیر بعداز صحبت کردن با پسر به دختر اشاره می کند برود تو کلاس وپسر از مدرسه بیرون رفت
بعد از چند روز روز- خارجی – خیابان
دختر به خیابان رسید ونگاهی به این طرف آن طرف کرد تا بلکه کسی را پیدا کند تا بتواند مثل روزهای قبل با کمک او رد شود که چشمش به پل افتاد اون روز دختر از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید وبرای اولین بار بدون ترس و بدون نیاز به کمک کسی از خیال راحت ازخیابان رد شد
پایان

سامانه اینترنتی ثبت فیلم نامه در بانک فیلم نامه خانه سینما

بانک فیلم نامه خانه سینما
بانک فیلم نامه خانه سینما

بالاخره خانه سینما هم ثبت فیلم نامه بانک فیلم نامشو اینترنتی کرد تا نویسنده ها مجبور نباشن از راههای دور مراجعه کنن و بتونن اینترنتی فیلم نامشونو ثبت کنن .

دوستانی که میخوان فیلم نامه ها یا طرح ها شونو ثبت کنن میتونن به لینک زیر مراجعه کنن :

بانک فیلم نامه خانه سینما

فیلم نامه کوتاه جسارت از خانم لیلا اسکندریان

خانم لیلا اسکندریان زحمت کشیدن و یک فیلم نامه کوتاه به نام جسارت رو از خودشون برای بنده ارسال کردن تا در وبلاگ قرار بدم.

این فیلم نامه که در 16 صفحه نوشته شده است داستان سه نوجوان است که برای اثبات جسارت خود دست به کار خطرناکی میزنند.

لینک دانلود فایل فیلم نامه با فرمت pdf :

نام : جسارت

نویسنده : لیلا اسکندریان ( leilascandarian@yahoo.com )

تعداد صفحه : 16

لینک دانلود : jesarat.pdf

لطفا پس از خوندن متن نظراتتون رو در همین پست برای خانم اسکندریان بنویسید .