متن فیلمنامه کوتاه نوشته ستاره حداد
( خانم ستاره حداد این فیلمنامه رو برای این وبلاگ فرستادن که البته نام فیلمنامه رو نمیدونم . و امیدوارم خودشون بیان و نامش رو هم برامون بذارن . دوستان بازدید کننده هم لطف میکنن و پس از خوندن، نقد و نظراتشون رو با ارسال پیام به گوش ایشون میرسونن )
بین دوسیاهی
روز- خارجی- خیابان (پیاده رو)(فید این)
p.o.v -۱ دختری که در حال راه رفتن است و صدای نفسهایش به گوش می رسد که با صدای گریه همراه است. بینی اش را بالا می کشد.
روز- خارجی- خیابان (پیاده رو)
۲- p.o.v همان دختر که به پاهایش نگاه می کند که در حین راه رفتن است و از روی جوبی می گذرد و صدای همهمه ی مردم که در پیاده رو هستن و با هم حرف می زنند صداهای اطراف کم شده و تصویر در تصویر بعد حل می شود.
شب- داخلی- اتاق خواب
۳- p.o.v دستهای دختر که در حال تایپ کردن است .
شب- داخلی- اتاق خواب
۴- INSERT از مانیتور و نشان دادن یاهو مسنجر که دختر در حال چت کردن است . متن درون صفحه
Armin:web midi
Asal:
Armin:alo alo …!
روز- خارجی- خیابان (پیاده رو)
p.o.v -۵ همان دختر به راهش ادامه می دهد قدمهای سریعش کم کم آرام می شود صدای گریه اش کم می شود صدای نفسش بیشتر به گوش میرسد.به کوچه ای می رسد کوچه دست راستش است به داخل کوچه می پیچد.
روز- خارجی- کوچه
۶- نمایی از ساختمانی ۱۸ طبقه نمای low angle
روز- خارجی- کوچه
p.o.v -۷ دختر قدمهای آرامش را به طرف همان خانه بر می دارد و خیلی آرام ادامه می دهد صدای نفسهایش به گوش می رسد صدای خش خش کفشهایش روی زمین …. به خانه نزدیک می شود.
روز- خارجی- کوچه
۸- p.o.v نشان دادن دستهای دختر که کیلد در در می اندازد و وارد ساختمان می شود .
روز- داخلی- ساختمان
۹- p.o.v دختر به طرف آسانسور می رود نشان دادن دستش با همان نما که دکمه ی آسانسور را می زند آسانسور باز شده وارد آسانسور شده .صدای نفسهایش دوباره با گریه اش همراه می شود. طبقه ی ۹ را فشار می دهد. همین طور که آسانسور بالا می رود تصویر با تصویر دیگری قاطی می شود .
شب- داخلی- خانه
۱۰- تصویر دوم که با تصویر پلان نه قاطی شده: ( دم در داخلی خانه ) نمایی دو نفره(two shot- m.s) از دختر و پسری است که دختر در حال در آوردن کفشهایش است. دختر :آرمین من زود باید برما. آرمین: بیا حالا تازه سر شب… . تصویر کم رنگ شده و به پلان بعد ملحق می شود.
روز- داخلی- ساختمان
۱۱- insert از ال سی دی ای که نشان می دهد به طبقه ی ۹ رسیده صدای دینگ دینگ آسانسور :طبقه ی نهم .
روز- داخلی- ساختمان
۱۲- در آسانسور باز شده و p.o.v دختر که به سمت یکی از چهار واحد می رود و سرش را روی در می گذارد. صداهایی از واحدها به گوش می رسد( صدای آهنگ از واحد ۲۵ … اینجا تهران یعنی شهری که….)،( صدای گریه ی بچه از واحد ۲۶… صدای زنی که از همان واحد است:سارا شیشه ی نگارو بیار…)،دوربین از واحد۲۷ می گذرد صداها کم شده و به حالت p.o.v همان دختر می رسد که سرش را روی در گذاشته و فقط صدا از همان واحد می آید…(… صدای پر تنش زنی است که در حال حرف زدن است: سه روز خونه نیومده ..آره همه جا سپردیم … دیگه نمی دونم به … از طرفی دیگر صدای مردی به گوش می رسه… :گورباباش…. مگه اولین بارشونه که معلوم نیست کدوم قبرستونی می زارن می رن همیشه می گفتن اینسری نگفته رفته… صدای زن با مرد قاطی می شه . زن با گریه ادامه می ده: عسل تا سر کوچه می خواست بره خبر می داد چی می گی تو؟!!… _ صدای کوبیده شدن در_)
روز- داخلی- ساختمان
۱۳-p.o.v دختر که با قدمهای نسبتا سریع به طرف آسانسور رفته سوار آسانسور شده و دکمه ی طبقه ی ۱۸ را فشار داده.
روز- داخلی- راهرویی که به آخرین طبقه _بالا پشت بام_ ختم می شه.
۱۴- p.o.v همان دختر که پله ها را بالا می رود صدای هق هق گریه اش به گوش می رسه … . وقتی به بالا پشت بام نزدیک می شه و متوجه باز شدن در بالا پشت بام می شود جلوی گریه اش را می گیرد …. و سکوت بر همه جا حاکم می شود.
روز- خارجی- بالا پشت بام
۱۵- p.o.v دختر صدای نفسهایش به گوش می رسد در بالا پشت بام باز وارد پشت بام می شود صدای پیرزنی از پشت کولر به گوش می رسد:نغمه تویی… نغمه … بیار مامان بقیه ی ملافه هارو… . وقتی صدایی نمی شنود از پشت کولر بیرون می آید و نگاهی به دختر می کند، پس چرا حرف نمی زنی..؟ دختر دو سه قدم وارد بالا پشت بام شده و کمی جلو می رود … . صدای پیرزن هم چنان به گوش می رسد: عسل کجا بودی ؟ مادرت در به در دنبالت می گشت … بنده خدا خودشو هلاک کرد…. . صدای زن کمرنگ می شود … دختر به لبه ی پشت بام نزدیک می شود به آسمان نگاه می کند صدایی در گوشش می پیچد… : ( آرمین چی کار کنم الان خیلی دیره … من که نمی تونم برم خونه…. . صدای یه دختر دیگه:…عسل چقدر نق می زنی بابا حالا دو ساعت دیر تر می ری … چیه؟ ننه بابات رات نمی دن خونه…؟) دختر چشم از آسمان بر می دارد و از بالای ساختمان به پایین نگاه می کند صدای تپش قلبش به گوش می رسد بعد از هر صدای تپش به اندازه ی یک فریم تصویری را در ذهنش به یاد می آورد… تپش اول… یک میزپراز مشروب،ورق،جاسیگاری، صدای خنده … صدای آهنگ… . دوباره نمایی p.o.v از دختر که به کف خیابان نگاه می کند و به همین ترتیب صدای ضربان قلبش تپش دوم … نشان دادن محیطی شلوغ پولوغ (پارتی) در خانه … تصویر در اتاق خوابی را نشان می دهد که یک پسر(آرمین) در را باز کرده … . دوباره نمایی p.o.v از دختر که به کف خیابان نگاه می کند … تپش سوم… ادامه ی تصویر قبل پسر به دختری که مدام از او نمای پی او وی را داشتیم و در همان تصویر باز هم به صورت پی او وی است اشاره می کند … بیا تو دیگه … و همچنان صدای شلوغی اطراف …خنده…آهنگ…حرف و… .دختر به حالت خود بر می گردد همچنان به زمین خیره است و تصویری را در خیابان می بیند از جمله راه رفتن مادری با دخترش… رد شدن موتوری از کوچه به طرف خیابان و… .صدای نفسهایش هنوز به گوش می رسد صدای مادرش در گوشش می پیچد…. _سه روزه خونه نیومد…_ گور باباش… گورباباش…_ عسل هیچوقت بدون اجازه نمی رفت…_ صداها در هم تلفیق می شوند و خیلی تن کمی به خود می گیرند… . دختر که همان عسل است بیشتر دلا شده… صدای پیرزن به گوشش می رسد…: عسل بیا کنار دخترم نیوفتی ، خونه رفتی؟…. برو پیش مامانت … بنده خدا خیلی نگرانت بود…من دارم می رم پایین …صدای خش خش دنپایی پیر زن به گوش می رسد… . عسل بالای لبه ی پشت بام رفته صدای تپش قلبش به گوش می رسد ….تمام دیالوگها از اول فیلم تا آخری که پیرزن گفت نیوفتی دخترم در ذهنش مرور می شود… .
روز- خارجی- بالا پشت بام
۱۶- p.o.v دختری که از بالا پشت بام خودش را به پایین پرت کرده… تمام صداها در ذهنش همچنان مرور می شود همراه با صدای قلبش که تند می زند ، نیم متر مانده به اینکه به زمین برسد فید اوت می شود… تیتراژ پایانی روی صفحه آمده است و با صداهای مردم که ظاهرا دور دختر جمع شده اند و صدای همهمه و شلوغی فیلم به اتمام می رسد… .
پایان
نویسنده : ستاره حداد
آذر ماه ۸۸
دستهها: ادبي - داستان - شعر, نمايشنامه و فيلمنامه | ۱ نظر »




