شخصیت پردازی با ایجاد تناقض رفتاری

شخصیت‌ها از ایده‌ها ساخته نمی‌شوند؛ از تناقض‌ها ساخته می‌شوند

بعضی شخصیت‌ها فقط «نماینده‌ی یک ایده» هستند.
قهرمانی که همیشه شجاع است.
مادری که همیشه مهربان است.
آدم بدی که همیشه خشمگین است.
و نویسنده‌ای که فکر می‌کند اگر برای هر شخصیت یک ویژگی مشخص تعریف کند، شخصیت خلق شده است.

اما انسان‌ها این‌گونه نیستند.

ما مجموعه‌ای از تناقض‌ها هستیم.
و دقیقاً همان‌جاست که شخصیت زنده متولد می‌شود.

شخصیتی که مخاطب به خاطر می‌سپارد، معمولاً کسی نیست که کامل نوشته شده؛
کسی است که درون خودش درگیر است.

مردی که از تنهایی می‌ترسد اما همه را پس می‌زند.
زنی که عاشق حقیقت است اما مهم‌ترین راز داستان را پنهان می‌کند.
پدری که فرزندش را دوست دارد اما بلد نیست این عشق را نشان دهد.
دزدی که اصول اخلاقی دارد.
قاضی‌ای که خودش از عدالت ناامید شده است.

تناقض، شخصیت را انسانی می‌کند.

وقتی شخصیتی فقط یک «ایده» باشد، قابل پیش‌بینی می‌شود.
اما وقتی میان دو میل، دو ترس یا دو باور گرفتار شود، تبدیل به موجودی زنده می‌شود؛
کسی که می‌تواند اشتباه کند، تغییر کند، فرو بریزد یا حتی خودش را غافلگیر کند.

بعضی از بهترین لحظات درام، نه از اتفاقات بیرونی، بلکه از همین تضادهای درونی متولد می‌شوند.
لحظه‌ای که شخصیت نمی‌داند باید خودش باشد یا تصویری که دیگران از او ساخته‌اند.
لحظه‌ای که حقیقت، امنیتش را تهدید می‌کند.
یا وقتی چیزی را می‌خواهد که هم‌زمان از آن می‌ترسد.

در نوشتن شخصیت، همیشه از خودم می‌پرسم:

  • این آدم چه چیزی را پنهان می‌کند؟
  • چه چیزی را درباره خودش باور دارد که احتمالاً اشتباه است؟
  • میان خواسته و نیازش چه فاصله‌ای وجود دارد؟
  • و مهم‌تر از همه:
    چه تناقضی در وجودش زندگی می‌کند؟
بیشتر بخوانید  ده توصیه رابرت مک کی برای فیلم‌نامه‌نویسان

شاید شخصیت‌پردازی، بیشتر از آن‌که ساختن آدم‌ها باشد، کشف شکاف‌های درونی آن‌هاست.

جایی میان ضعف و قدرت،
ترس و میل،
دروغ و حقیقت.

همان‌جا که انسان واقعی شروع می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *