فیلم نامه کوتاه حباب نوشته سحر ساعدی

متن زیر به درخواست خانم سحر ساعدی در وبلاگ قرار گرفته . دوستان عزیز میتونید بعد از خوندن متن نظراتتون رو راجب متن در بخش کامنت ها قرار بدین .

( ایمیل نویسنده : saharsaedi73@yahoo.com )

فیلم نامه : حباب
خارجی – خانه – حیاط – روز
مردی 40 ساله در حیاط را باز میکند و داخل می آید. با حالتی هیستریک قدم بر میدارد.پیش میرود به همه جا نگاه میکند .به درخت وسط حیاط ,حوض و خانه . نزدیک درخت می رسد و دستی به درخت میکشد که ناگهان صدای جیغ کودکی او را به وحشت می اندازد , مرد به سرعت و نگران به سمت خانه می دود و در خانه را باز میکند .
داخلی- خانه – ادامه
دختر بچه ایی که عروسکی را در بغل دارد به سمت در می دود , مرد جلوی دختر بچه زانو می زند و دختر بچه به آغوش او پناه می برد . دختر بچه جیغ میکشد و گریه میکند , مرد بغض کرده .
مرد
آروم باش…آروم باش عزیزم … آروم باش مریم بابا … من اینجام
دختر بچه کمی آرام میگیرد . مرد به صورت زخمی دختر بچه نگاه میکند و با بغض بر دست هایش بوسه میزند.
دختربچه
(با گریه)
بابا , تویی ؟ چرا انقد دیر اومدی؟ هان؟ اون همش منو اذیت میکنه , منو میزنه
مرد
کی بابا ؟ کی ؟
دختر بچه به سمتی از خانه نگاه میکند و مرد نیز نگاهش به آن سمت میرود , خودش را میبیند که گوشه ی اتاق با حالی نزار افتاده, جوان تر است , سیگاری در دستش است و پیکنیکی جلوی رویش و خمار است . مرد در مانده جوانی هایش را نگاه میکند , نمیداند باید چه بکند و بی حرکت است ,ناگهان خانه شروع میکند به لرزیدن , قاب عکس ها می افتند , دیوار ها خراب می شودند و سقف در حال فرو ریختن است اما جوانی های مرد همانطور انجا نشسته و نگاه میکند. مرد, مضطرب دختر کوچکش را بغل میکند و از خانه بیرون میرود
خارجی- خانه – حیاط – ادامه
مرد با دخترش به حیاط می اید, در حیاط دیگر هیچ چیز نیست ,نه درخت نه حوض , دیوار ها خراب شده اند . مرد دختر بچه را بیشتر به خود می فشارد , اما دختر بچه کاملا بی حرکت است , مرد متوجه بدن بی جان دخترش میشود , او را از خودش جدا میکند و دختر بچه در مقابل بهت مرد روی دستهایش می افتد . مرد گریه میکند و دخترش را تکان میدهد , روی زانو هایش می افتد , زجه میزند و دخترش را به خودش میچسباند .
خارجی- مرکز ترک اعتیاد – حیاط – ادامه
مرد در همان حالت است اما عروسکی که دست دختر کوچک بود را بغل کرده و به شدت گریه میکند و در حیاط بزرگی است و با دور شدن از مرد متوجه میشویم که در مرکز ترک اعتیاد است .

کد جاوااسکریپت تصویر تصادفی اماکن دیدنی ایران

اینم یک کد جاوااسکریپت که از وبسایت رستوران های ایرانی گرفته شده res2ran.com که میتونید توی وبلاگ یا وبسایتتون ازش استفاده کنید .


این کد به دو صورت جاوا اسکریپت و آیفریم موجود هست که هر دو کد رو اینجا براتون میذارم .

برای دریافت کد میتونید به این آدرس مراجعه کنید : http://share.wanted.ir/index.php?act=javascript_codes&sub=random_iran_views

کد ها رو اینجا هم براتون میذارم :

کد آیفریم :

<iframe src=”http://www.res2ran.com/frames/boxframe.php?item=rgallery&w=200&h=200″ width=”200px” height=”300px” frameborder=”0″ scrolling=”auto” ></iframe>

کد جاوااسکریپت :
<script TYPE=”text/javascript” SRC=”http://www.res2ran.com/frames/boxjava.php?item=rgallery&w=200&h=300″></script>

کافی است یکی از کد های بالا را در محل مناسب وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهید ( ستون های چپ و راست وبلاگ ) . همچنین برای تغییر طول و عرض جعبه میتوانید مقدار روبروی متغیر های w و h را که در حال حاضر 200 هستند تغییر دهید . w عرض را به پیکسل و h ارتفاع را مشخص میکنند .

نمونه استفاده شده آن را نیز میتوانید در این صفحه ببینید : http://res2ran.mihanblog.com

 

کد جاوااسکریپت غذای تصادفی از وبسایت res2ran.com

با سلام

امروز میخوام یک کد جاوااسکریپت بهتون معرفی کنم که از وبسایت رستوران های ایرانی گرفته شده res2ran.com که میتونید توی وبلاگ یا وبسایتتون ازش استفاده کنید . مخصوصا اگر وبلاگتون در مورد خوراکی و اینجور چیزها باشه . نحوه نمایش آن در وبسایت شما :

این کد به دو صورت جاوا اسکریپت و آیفریم موجود هست که هر دو کد رو اینجا براتون میذارم .

برای دریافت کد میتونید به این آدرس مراجعه کنید : http://share.wanted.ir/index.php?act=javascript_codes&sub=random_food_pic

کد ها رو اینجا هم براتون میذارم :

کد آیفریم :

<iframe src=”http://www.res2ran.com/frames/boxframe.php?item=rfoodpic&w=200&h=200″ width=”200px” height=”200px” frameborder=”0″ scrolling=”auto” ></iframe>

کد جاوااسکریپت :
<script TYPE=”text/javascript” SRC=”http://www.res2ran.com/frames/boxjava.php?item=rfoodpic&w=200&h=200″></script>

کافی است یکی از کد های بالا را در محل مناسب وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهید ( ستون های چپ و راست وبلاگ ) . همچنین برای تغییر طول و عرض جعبه میتوانید مقدار روبروی متغیر های w و h را که در حال حاضر 200 هستند تغییر دهید . w عرض را به پیکسل و h ارتفاع را مشخص میکنند .

نمونه استفاده شده آن را نیز میتوانید در این صفحه ببینید : http://res2ran.mihanblog.com

 

قابل توجه علاقمندان به نگارش نمایشنامه و فیلم نامه

واحد نمایش رادیو فارس
ارسال نمایشنامه به واحد نمایش رادیو فارس

سلام خدمت همه دوستان

اینم یه مژده برای دوستانی که دوست دارن در فعالیت های نمایشنامه نویسی شرکت کنند .

بخش نمایش رادیو فارس از نویسندگان نمایش رادیویی دعوت کرده که نمایش نامه های بلند و کوتاه و یا طرح های بلند خود شون رو برای اجرا در واحد نمایش ارسال کنند که البته در صورتی که مطلب شما تایید شد مبلغی بابت حق الزحمه به نویسنده تعلق خواهد گرفت .

نمایشنامه ها میتواند در قالب بلند 30 دقیقه ای و یا کوتاه 5 دقیقه ای باشد .

موضوعات مطرح شده :

  • اجتماعی خانوادگی
  • الگوهای زندگی . نمونه های الگو های رفتاری – آسب شناسی الگو ها و ارائه راه حل
  • مشکلات روابط خانوادگی ماننده روابط پدر و پسر ، والدین و فرزندان ، زن و شوهر و …
  • اعتیاد جدید و قرص های روان گردان
  • بی اعتمادی افراد در جامعه و عوارض آن
  • رسانه های دیجیتال و وابستگی های افراد به رسانه ها
  • شبکه های اجتماعی و محاسن و معایب
  • و هر گونه موضوعی در زمینه های اجتماعی مورد بحث جامعه

و اما نحوه نگارش و ارسال متون  :

  • برای متون بلند 30 دقیقه ای ابتدا طرح آن باید ارائه شود که در صورت تایید متن درخواست خواهد شد و یا همان طرح را خریداری میکنند . طرح باید نهایتا دو صفحه a4 باشد به صورت صحنه بندی که هر صحنه دو سه خط بیشتر لازم به توضیح نیست . کل صحنه ها برای یک متن 30 دقیقه ای نباید بیش از 5 صحنه باشد .
  • متون بلند سریالی هر قسمت 30 دقیقه مانند الگوی یک قسمتی باید ارائه شود .
  • برای نمایش های کوتاه 5 دقیقه ای خود متن باید ارسال شود که باید در قالب متن یک صحنه ای یا نهایتا دو صحنه ای و 4 صفحه A4 تهیه و ارائه شود .

تعرفه ها :

  • برای متون بلند 30 دقیقه ای قیمت متن کامل بین 60 تا 80 هزار تومان هست و اگر فقط طرح باشد بین 15 تا 20 هزار تومان .
  • برای متون بلند سریالی هر قسمت بین 60 تا 80 هزار تومان و طرح هر قسمت 10 هزار تومان .
  • متون کوتاه 5 دقیقه ای 15 هزار تومان .

همان طور که میبینید قیمت ها بالا نیست . اما برای دوستانی که تمایل دارند وارد این عرصه شوند و یا نویسندگان توانایی که دوست دارند دیده شوند فرصت خوبی است .

برای ارسال متن ها و طرح هاتون میتونید از بخش ارسال مطالب شما به وبلاگ به آدرس : http://blog.monavarian.ir/send-articles متن خودتون رو بفرستید تا بنده به سردبیر رادیو تحویل بدهم.

برای درک بهتر نمایش رادیویی میتونید اینجا مقالات خوبی رو ببینید : http://www.radionamayesh.ir/maghalehhalist.php

چند نمونه نمایش رادیویی کار شده خود هم در رادیو نمایش رو برای نمونه میتونید از همین وبلاگ دانلود و مطالعه نمایید :

 

 

استارت آپ ویکند ، هشتم آبان در شیراز

استارتاپ ویکند شیراز
startup weekend shiraz

قرار است همایش استارتاپ ویکند ( Startup Weekend ) اینبار هشتم آبان ماه در شیراز برگزار شود . این همایش بیشتر شبیه یه تفریح آخر هفته است که البته میتونه برای شرکت کننده ها فراتر از تفریح و به یک کسب و کار بزرگ تبدیل بشه .

کلا همایش در سه روز برگزار میشه ، شرکت کنندگان شامل برنامه نویسان ، طراحان کامپیوتر و ایده پردازان هستن و البته صاحبان کسب و کار . روز اول شرکت کنندگان ایده هاشون رو عنوان میکنن (هر نفر 60 ثانیه فرصت داره ) . از بین ایده ها چند ایده به عنوان ایده برتر رای گیری و انتخاب میشه . بعد ایده پردازان برتر گروه خودشون رو از بین همون شرکت کننده ها انتخاب میکنن و در دو روز آینده این گروه ها اقدام به بسط ایده میدن تا از حالت خام به حالت اجرایی تبدیل بشه . و در پایان داوری میشن و برترین پروژه انتخاب میشه . عموما دیده شده بعد از این همایش گروه ها با هم در ارتباط بودن و ایده هاشونو تکمیل کردن و تبدیل به یک کسب و کار .

این چکیده همایش هست که در تمام جهان داره انجام میشه و چند سالی هست که وارد ایران هم شده و حالا برای اولین بار داره تو شیراز برگزار میشه .  من هم افتخار دارم در همایش حضور داشته باشم .

خوشحال میشم شما دوستان رو اونجا زیارت کنم .

برای دیدن اطلاعات بیشتر و ثبت نام میتونید به آدرس زیر مراجعه کنید :

http://shiraz.startupweekend.ir

به یاد دایی عزیزم ، با کلی دلتنگی

محمد رضا فلاح
محمد رضا فلاح

در ایــن شـــــب ســرد مــاه آبــان  …..  در بـاطــن من گرفـته بــــــــاران

با ایـن نفـس بـه گـل نشـســــتـه  …..  فریــــــــاد نوشـتـه ام به یــزدان

یک سال گذشت و من شب و روز  …..  در فـکر رســــــیــدن بـه پــایــان

پایانی خنـده هــای لـــبـــریــــــــز  …..  وقتی که قدر نمـوده  ایـن سان

وقـــتی که گلـــولـه ای شـــکـاری  …..  از مغز تـهـی گرفـتـه فرمــــــــان

مـحــشــر کـند هـر زمــانــه ای را  …..  چون زخـم زده بـه قـلب یـــاران

زخـمـی که هـنــــوز ســر نبسته  …..  انگار نشـسـته بر دل و جـــــان

انـــگـــــــــار نشـــــسته بر گلویم  …..  بغضی به بلــندی زمـــــسـتـان

بغضی که تـــوان ماندنش نیست  …..  خوابیــده بــه انـتـظـار بــــــاران

مرغ سحرم تـو نـــــــــــاله سرکن  …..  از دسـت گلـــوله های نــــادان

داغ دلــمــو تــو تـــــــــــازه تـر کن  …..  در این شـب سـرد سـوز بـاران

بایــد برود زیـــــاد ، هرچـــــــــــند  …..  مرگی که بود کمـــــال انســان

مرگی که تعهد اســــــت مــــا را  …..  از بـدو ورودمـان بـه کـیهـــــــان

پس خـــاک کنــیم بـــاید امشب  …..  آن تـلخ حدیــــث روز هــــجران

هــرچــند که جهل این میـــــــانه  …..  هرگز نــرود ز یـــــاد، آســـــــان

                                                                  محسن

                                                                  یکم آبان 92

نقد چند نمایش در جشنواره تیاتر استانی – فارس

رقصیدن در تاریکی ، دوچرخه و سینما ، راحله در این غصه (قصه) غرق می شود  ،  تهران بیست ، اینها نمایش هایی بود که امسال در جشنواره تئاتر استانی دیدم  و به پیشنهاد یکی از دوستان گفتم در مورد کارها هر آنچه که به نظرم میرسه بگم تا سایر دوستانی هم که کارها رو دیدن اگر خواستند در بحث شرکت کنن و یا دست اندر کاران . بی شک این یک نقد تخصصی با نگارش ادبی نیست . پس دوستان به نوع نگارش خرده نگیرن . ممنون.

 رقصیدن در تاریکی به کارگردانی علی نیکومنش :

رقصیدن در تاریکی
رقصیدن در تاریکی

بازیهای خوب و روان گروه بازیگری رو میشه به عنوان شاخصه اصلی کار در نظر گرفت و شاید بهترین بخش کارگردانی کار رو میشه تو هدایت بازیگرها و هم سطح کردن بازیها دونست . هرچند به شخصه بازی پریسا در افشان (همسر دکتر ) و علی محمد حسام فر ( نقش بامداد ) بیشتر من رو به وجد آورد و از نظر من میتونن یکی از شانسهای دریافت جایزه بازیگری باشن .

طراحی  صحنه ساده کار در خدمت کار بود با استفاده از عمق صحنه و اختلاف ارتفاع فاصله دو فضا کاملا القا میشد . اما در مورد استفاده از ویدیو پروژکشن شاید باید بیشتر دقت میشد . اصلا شاید نمایش تخت خواب برای بیان مفهوم حریم خصوصی بیانی تکراری بود که بارها اون رو از زبون بازیگرها شنیده بودیم . کلا میتونست ویدیو پروژکشن استفاده نشه و اتفاقی نمی افتاد .

استفاده خوب نور لامپ تلویزیون و بازتابش روی صورت بازیگرها یکی از نکات خوب نورپردازی کار بود . به طور کلی استفاده از تلویزیون بسیار هوشمندانه بود که باعث میشد در عین حالی که بازیگران با هم صحبت میکنن دلیلی برای نگاه نکردن به هم رو داشته باشن و دست کارگردان رو برای رئالیزه کردن میزانسن ها باز میکرد .

و نمایشنامه هم که میلاداکبرنژاد عزیز زحمت کشیده بودن . شاید با توجه به سابقه نویسنده انتظار بیشتری میرفت . به شخصه دوست داشتم کمی از تم تقریبا تکراری خیانت های دو به دو (نمیدونم اسمشو چی بذارم )  پا رو فراتر می گذاشت و یه مقدار رنگ آمیزی بیشتری به کار و شخصیت ها داده میشد . مثلا به شخصه انتظار داشتم خیانت در بخش پایانی نمایش از مدل جنسی به مدل کلاهبرداری تغییر ماهیت میداد و اینطوری دیگر نیازی به استفاده از یک بازیگر زن اضافه هم در کار از بین می رفت . شخصیت ها به نسبت پرداخت شده بودند به جز یکی دو مورد قمارباز (با بازی اسماعیل مرزبان ) و همسر بامداد ( با بازی هانیه تهرانی ) . البته انتظاری هم نداریم از نمایش چند پرسوناژی که شخصیت اصلی ندارد پرداخت شخصیت مانند نمایش های  شخصیت محوری باشد.  در آخرین مطلب اینکه روایت داستان و استفاده از عناصر برای بسط و نتیجه گیری داستان بسیار هوشمندانه بود  (منظور از عناصر ایندو ، خشک شویی ، دوربین مدار بسته ) . والسلام .

نمایش دوچرخه و سینما به کارگردانی بهنام کشاورز

دوچرخه و سینما
دوچرخه و سینما

از متن آقای آرام گذر میکنم و میرم سر اجرا ( به بیان ساده با متن نتونستم ارتباط برقرار کنم) . به نظر بنده طراحی صحنه و نور برجسته ترین بخش کار بود. استفاده از سایه به جای بازیگر و یا بلک لایت برای فرشته ، تلفیق آکواریوم و نور مستطیلی برای القای حوض آب ، استفاده از دیوار های متحرک برای تغییر های سریع صحنه ای و نمایش نمای پشت و جلوی دیوار در یک صحنه همه و همه از ویژگیهای بارز طراحی صحنه و نور و البته کارگردانی این بخش بود . اما در مورد بازیها متاسفانه علیرقم تسلط بازیگران به خاطر اغراق زیاد ، استفاده زیاد از دیالوگ ، کمبود سکوت ، همهمه ها و شلوغی زیاد قابل درک نبود . استفاده زیاد کلمه “صفدری ” که نام شخصیت اصلی داستان بود گاهی باعث آزار میشد.  به ندرت سکوت در کار می دیدیم .  موسیقی خوب بود اما خیلی استفاده شده بود که این هم از همون عناصری بود که کمک میکرد به کلافگی تماشاگر . بهنام کشاورز  بازی قابل قبولی رو در نقش صفدر ارائه میده هرچند مدل کلیشه ای رو برای نقش انتخاب کرده بود و در کل میتونست مدل کم سر و صدا تری رو انتخاب کنه .  اینم از این

 راحله در این غصه (قصه) غرق می شود به کارگردانی احسان شادمانی

راحله در این غصه (قصه) غرق می شود
راحله در این غصه (قصه) غرق می شود

 

شروع نمایش با اورکت های آویزان پرشده از آدم این حس و به من داد که قراره از اون کارهای مدرن ببینم که تصویر های زیبایی دارد و احتمالا چیزی ازش سردرنمیارم . روایت که با دختر بچه شروع شد لذت من هم از کار شروع شد . گفتم خدا رو شکر یک کار متفاوت امسال خواهم دید و خدا رو شکر همین طور هم شد . یک کار متفاوت . با فضا سازی های خوب . داستانی روایت میشود از  پسری که در تصادف کشته میشود و این شاید به خاطر نشر مقاله ی او باشد در  مورد بادها و توربین ها ( که شاید مقاله اشاره ای دارد به تجهیزات نظامی و شاید غیر مستقیم به انرژی هسته ای )  و دوستی او با دختری که میخواهد پایان نامه مجسمه سازی خود را با ابرها ارائه دهد . ارتباط معنایی باد و ابر در این نقطه شکل میگیرد . به طور موازی داستان زندگی دختری را می بینیم که به خاطر تجاوز سربازهای آمریکایی در حال کوچ از عراق است و البته این دختر در ابتدا از طریق خواب هایی که دختر اصلی قصه روایت میکند  با داستان پیوند میخورد . قصه در 20 فصل اتفاق می افتد . دو کودک را می بینیم که همراه شخصیت های اصلی داستان هستند شاید اول فکر میکنیم کودک درون این دو هستند و اما بعد قصه آنها را کودکی دو شخصیت عنوان میکند . داستان با ساخت مجسمه ای از پسر توسط دختر در پایان نامه اش پایان می یابد و در فصل آخر می بینیم گره دیگری باز میشود ، دختر عراقی در مغازه تاناکورایی هست و با پسری آشنا میشود که مجسمه ساز است و این یک دور (لوپ ) میسازد اما اینبار با تغییر جنسیت که جمع بندی فوق العاده است برای داستان .

داستان با گره های زیادی تماشاگر را درگیر میکند اما همه گره ها را باز نمیکند ، شاید اگر از زبان خود نویسنده نشنیده بودم که قصدش این بوده که یعنی فرهاد قصه را دوباره در انتها می سازد هیچ وقت به این موضوع پی نمیبردم . شاید هم پی می بردم . نمی دانم.

از قصه که بگذریم ، بازیها همه قابل قبول بود . بازی بازیگران کودک کار فوق العاده بود که این البته مطمئنا بخشی را مدیون دیالوگ های مناسب آنها است .

در بخش کارگردانی تصویر های خوبی می دیدیم . میزان ها اما جاهایی بسیار شلوغ میشد . گاهی همزمان دو حرکت در دونقطه متفاوت از صحنه رو داشتیم که حواس تماشاگر رو از اتفاق اصلی منحرف میکرد . با این که حرکت زیادی در کار داشتیم اما ریتم کار در اواسط کار (الان دقیقا یادم نیست در چه فصل هایی ) می افتاد.  که البته این شاید به دو لیل بود : یکی اینکه گاهی نیاز داشتیم اطلاعات بیشتری به ما داده نشود تا اطلاعات قبلی را هضم کنیم و دیگری بدلیل جای بدی بود که نشسته بودم (روی زمین و پاهام هم خواب رفته بود ).

در آخر باز هم خوشحالم که از این دست کارها در جشنواره امسال دیدم و امیدوارم باز هم شاهد کارهای احسان شادمانی باشیم.

 تهران بیست به کارگردانی محمد علی فریدونی

نمایشی خوب از بچه های سپیدان رو شاهد بودم که البته به طور کلی مدیون دو بخش از کار است ، متن و بازیگری (مرد) . یک درام روان که از لحظات ناب سرشار بود ، گرفتن خنده های تلخ که استادانه توسط بازیگر انجام میشد .

نکته بارز و شاخص این کار به گفته من و تمامی تماشاگران حاضر در سالن ،همان طور که ذکر شد بازیگری بی نظیر آقای دل پیشه بود که شاید یکی از شانس های دریافت جایزه بازیگری این جشنواره باشد و البته چون بنده همه کارها رو ندیدم بالطبع نمیتونم اظهار نظر کنم .

مشخصه بارز متن شخصیت پردازی خوب شخصیت مرد و بیان هوشمندانه و غیر مستقیم داستان از زبان شخصیت ها بود . اما ضعف هایی هم به چشم می خورد به عنوان مثال به شخصیت زن داستان به اندازه مرد پرداخت نشده بود که او را به یک شخصیت منفعل پاسخگو مبدل کرده بود . تبدیل نمایش به دو صحنه از نظر من بدون دلیل بود وقتی که قصه در خواب روایت میشود و امکان بسط به راحتی وجود دارد نیازی به تقسیم نمایش به دو صحنه نبود. (البته ممکن است این بخش در کارگردانی افزوده شده باشد) . و سوالی که اینجا مطرح میشود این است که اصولا چرا این قصه باید در خواب باشد و اون هم خواب یک دختر از بیست سال بعد . مطمئنا از نظر معنایی هدفی برای این منظور است اما بحث بنده از نظر منطق داستان است چون ما کلا ذهن آشفته مرد را در داستان می بینیم و این چرا باید در خواب یک دختر اتفاق بیافتد ؟!

به کارگردانی کار میرسیم استفاده از تخت خواب چرخ دار برای بر هم زدن صحنه و ایجاد میزان های متفاوت از ویژگی های کار بود که برخی به جا و در برخی دیگر زیاده روی شده بود . خوب بود که با چرخش تخت و حرکت های متفاوت آن حس غیر واقعی بودن صحنه نمایش داده میشود و یا جایی برای دادن ریتم به کار از این ترفند استفاده میشود. اما شاید از یک جایی به بعد این کار تماشاگر را کلافه میکند . البته کارگردان کار خود این نکته را فهمیده و در نیمه دوم کار حرکت ها تلطیف شده و دیگر شاهد آن جنب و جوش های نیمه نخست نیستیم . ریتم کار بسیار خوب بود هیچ جایی از کار با افت ریتم مواجه نبودیم ( حتی با توجه به نشستن بنده روی زمین ).

————————————-

 در پایان باید بگم بر خلاف نظر خیلی از دوستان که میگفتن امسال جشنواره ضعیف بود و … حداقل کارهایی که من دیدم هر کدام ویژگیهایی داشت که رنگ آمیزی خوبی به جشنواره داده بود و من به طور کلی از دیدن کارها راضی بودم . و السلام.

نمایشنامه کوتاه طنز آناهید نوشته محمد رضا احمد زاده

دوست خوبمون آقای احمد زاده که سابقا هم متن هایی از ایشون رو در این وبلاگ قرار داده بودیم متن دیگری رو برامون فرستادن که یک نمایشنامه 30 صفحه ای طنز هست .

اون رو برای دانلود و مطالعه دوستان در وبلاگ قرار دادم .

دوستان بعد از خوندن میتونید نظراتتون رو در قسمت کامنت های همین پست قرار بدین .

لینک دانلود نمایشنامه آناهید نوشته محمد رضا احمد زاده

 

روشهای ثبت فیلم نامه در ایران و سایر کشور ها

دوستان بسیار تو نظرات درباره ثبت فیلم نامه پرسیده بودن . بحث جالبی هم توی یکی از پست های قدیم سایت شکل گرفته بود . گفتم این مطلب رو بذارم تا دوستان تجربیاتشون رو در این زمینه در اختیار هم قرار بدن .

تو اون مطلب ثبت فیلم نامه در بانک خانه سینما توضیح داده شده بود که نظرات دوستان تو این مطلب خوندنیست بنابر این لینک مطلب رو اینجا میگذارم که دوستانی که از میانه راه به ما پیوستند بتونن اون نوشته ها رو هم مشاهده کنن .

لینک مطلب : http://blog.monavarian.ir/coltural/112

 

مازوخیسم

از غم هاش که تعریف میکرد ژستی گرفته بود که انگار فقط اونه که غم داره .

ساکت شدم … نگاهی به خودم کردم … یعنی من واقعا هیچ غمی توی زندگیم ندارم !!

فکر کردم … فکر کردم … نه .. هیچی پیدا نشد …

رفتم یه گوشه غمگین نشستم . من واقعا آدم بدبختی هستم .