ده ابزار مناسب برای ثبت و ارائه فیلم نامه شما به هالیوود

مقدمه :

شما اولین فیلم نامه فوق العاده خود را نوشته اید ، یا شاید چند فیلم نامه نوشته اید اما برای ارائه هیچ گونه رابطه ای با تولیدکنندگان ، نمایندگان و مدیران هالیوود و شرکت های فیلم سازی دنیا ندارید. خوب ، نگران نباشید، جای درستی آمدید . من می خواهم به شما آموزش دهم چگونه این کار را انجام دهید . در حقیقت بشما نشان خواهم داد که امروز هزاران نفر فیلمنامه های خود را در کجا و چگونه ارسال می کنند.

با این راهنما شما حتی نیاز نیست میز کامپیوتر خود را ترک کنید .

مزایای استفاده از این ابزارها عبارتند از:

  1. همه این ابزار ها آنلاین هستند .
  2. بعضی از آنها رایگان و برخی دیگر هزینه ای کمتر از قهوه یک ماهتان میشود.
  3. اگر متن فوق العاده ای بنویسید به احتمال زیاد متنتان انتخاب خواهد شد.

در این پست این ابزارها را به طور خلاصه معرفی خواهم کرد.

( نسخه کامل این پست به صورت کتاب الکترونیکی در فروشگاه وبسایت موجود می باشد. جهت مشاهده و خرید اینجا کلیک کنید )

  1. IMDB Pro

چرا IMDBPro.com  اولین گزینه این لیست است ؟

بخاطر اینکه تنها راه ارتباط با تمام نماینده ها ، مدیران و شرکتهای فیلمسازی در دنیا همین سایت است .

چرا IMDB Pro بهترین روش ارسال فیلم نامه است ؟
اکثر مردم دوست دارند کارشان به راحتی کپی پیست باشد .ابزار های این مدلی را هم در این مقاله معرفی خواهم کرد. اما از آنجا که در این روش باید تحقیق کنید و برای نماینده ها نامه بنویسید اکثرا این کار را انجام نمیدهند بنابراین شما با این کار اضافی خود را از ۹۰ درصد سایرین جدا میکنید.
 آیا استفاده از IMDB Pro هزینه دارد ؟
بله هزینه دارد اما میتوانید ماه اول را رایگان استفاده کنید .

۲٫ BBC Writers Room :

اتاق نویسندگان بی بی سی برای کسانی که نویسنده تلویزیون هستند جای بسیار مناسبی است. و کاملا رایگان است. تمام کاری که باید بکنید ارسال متن است . اما نه هر متنی ، کمدی و درام تلویزیونی لطفا. بی بی سی دوبار در سال متون را دریافت میکنید و این شانس را به هرکسی که متنی دارد میدهد که  به تیم نویسندگان ملحق شوند. اولین نوبت ثبت برای فیلم نامه های کمدی است که بین ماه مارچ و اپریل می باشد. و در مرحله دوم فیلم نامه های داستانی.

بنابراین اگر نمیخواهید در راستای یکی از نمایش های حال حاضر بی بی سی بنویسید. ثبت در اینجا شاید خیلی مسیر خوبی نباشد. ولی اگر هدفتان پیشرفت است و روی موضوع تعصب ندارید اینجا میتواند دریچه خوبی رو به پیشرفت شما باشد.

۳٫ Nicholl Fellowship

حمایت مالی نیکل چیست ؟

تنها مسابقه فیلمنامه نویسی است که توسط آکادمی برگزار می شود. در این رقابت فقط به فیلمنامه نویسان آماتور اجازه داده میشود فیلمنامه خود را برای قضاوت گروهی از متخصصان این حرفه ارائه دهند.

چرا باید فیلم نامه تان را اینجا ارسال کنید ؟

اولا که جایزه مسابقه ۳۵۰۰۰ دلار نقد است . ثانیا اگر متن شما در این مسابقه برنده شد و یا حتی رتبه خوبی کسب کرد، شما میتوانید براحتی برای متن نماینده بیابید و همچنین به اطلاعات تماس تهیه کنندگان دسترسی داشته باشید.

۴٫ Back Stage

Backstage.com لیست فوق العاده ای از نمایندگان و مدیران تولید سینما آماده کرده است. در نگاه اول ممکن است فکر کنید این سایت صرفا برای بازیگران آماده شده . اما با کمی صرف وقت و جستجو میتوانید لیست نمایندگان و مدیران تولید سینما را بیابید.

۵٫ The Black List

در سایت  black Listشما میتوانید فیلم نامه خود را در پایگاه داده فیلم نامه ها قرار دهید .

چرا باید این کار را انجام دهید ؟

پس از ثبت فیلم نامه شما متخصصان هالیوودی فیلم نامه های مورد نظر خود را مطالعه میکنند و اگر یکی از آنها متن شما را پسندید معامله انجام خواهد شد. سایت فیلم نامه ها را بین یک تا ده درجه بندی میکند و اگر متن شما درجه ۸ یا بالاتر کسب کند احتمال انتخاب فیلم نامه شما بسیار بالا خواهد رفت چون این درجه بندی برای تهیه کنندگان حائز اهمیت است.

۶٫ Script Reader Pro

این سایت را هم مجموعه ای از خوانندگان حرفه ای فیلم نامه مدیریت میکنند . مزیتی که دارد این است که سرویس خوانش فیلم نامه دارند و در نتیجه یک ریویو حرفه ای از فیلم نامه شما صورت خواهد گرفت . تمام این خوانندگان حرفه ای و با تجربه کار در هالیوود هستند. همچنین با برخی از بهترین کمپانی های فیلم سازی در رابطه هستند. اگر فیلم نامه شما خوب باشد آنها از شما میخواهند متن شما را به نماینده خود ارائه دهند.

۷٫ InkTip

وبسایت InkTip مانند Black List  یک پایگاه برای ثبت فیلم نامه است.  و با این سه تفاوت اصلی :

  1. شما می توانید تنها طرح داستانی و یا سیناپس را ارسال نمایید.
    1. خبرنامه تخصصی سایت که مطالب تخصصی این صنعت را منتشر میکند.
    1. لیستی از تقریبا ۴۰۰ فیلم در سایت است که توسط متون این پلتفرم ساخته شده است.

این خبرنامه چگونه کار میکند؟

تهیه کنندگان دقیقا نیازشان را اطلاع میدهند . اینکه به چه چیزی در فیلم نامه نیاز دارند . مثلا بودجه کم ، ژانر و غیره ( حدود ۶ تا ۸ تهیه کننده در هفته ). سپس شما مستقیم به تهیه کنندگان نامه درخواست ارسال خواهید کرد. بدون واسطه . برخلاف بلک لیست ، هر فیلمی که توسط این پلتفرم ساخته میشود در لیستی ارائه خواهد شد.

هرسال تقریبا ۲۸ فیلم به لیست افزوده میشود . این خود مدرک خوبی است.

۸٫ Warner Bros. Writing Program

سالیان درازی است که کمپانی Warner Bros Workshop هرساله از بین ۲۵۰۰ متقاضی ، ۸ نویسنده را انتخاب میکند وامکان دسترسی آنها را به نمایندگان و مدیران تولید مهیا می سازد. ثبت نام در این سایت رایگان است . چرا ؟ چون آدم های خوبی هستند ؟ ممکنه اما دلیل اصلی این است که آنها هم به دنبال نویسندگان خوبی برای استخدام هستند.

اگر شما انتخاب شوید :

  • سخنرانی های آموزنده هفتگی توسط بازیگران ، مجریان ، کارگردانان و نمایندگان دریافت میکنید.
  • به شما یک اتاق نویسنده مجازی شبیه سازی شده برای بررسی عملکردتان داده می شود.

اگر کارتان را خوب انجام دهید انتخاب خواهید شد. نکته ای که باید یادآور شوم این است که شما باید یک متن برای یکی از شوهای در حال نمایش این شرکت بنویسید.

۹٫ Stage 32

Stage 32 تنها سایتی است (بر طبق یافته های من) که در آن میتوانید شخصا و رودررو سیناپس خود را برای تهیه کنندگان شرح دهید. و اگر تهیه کنندگان چیزی را که میشنوند یا میخوانند بپسندند از شما میخواهند متن فیلم نامه را برایشان ارسال کنید.

۱۰٫  Virtual Pitch Fest

Virtual Pitch Fest سایتی است که در آن میتوانید با متخصصان این صنعت تماس برقرار کرده و درخواست خود را ارائه دهید. بیش از ۴۷۵ متخصص شامل تهیه کننده گان ، نمایندگان و مدیران تولید دراین لیست وجود دارد.

وجه تمایز این سایت با سایت های دیگر این است که به شما تضمین میدهد که توسط شخصی که انتخاب کردید پاسخ دریافت کنید در حالی که سایت های و روش های ارسال مطالب دیگر می توانند مانند یک کرم چاله به نظر برسند که گاهی هیچ نتیجه ای از آن بیرون نمی آید.

نتیجه گیری :  

آنچه در مورد همه این گزینه های ذکر شده در بالا جالب است این است که همگی روش هایی برای ارسال فیلمنامه های ناخواسته هستند.  اکثر شرکت های فیلم سازی فیلم نامه ای را که نماینده ای آن را پرزنت نکن اصلا نمیخوانند. اما با همه این ابزارهای جدید آنلاین ما بیش از هر زمان دیگری راه برای ارسال فیلم نامه خواهیم داشت. نکته قابل تاکید این است که فیلم نامه خود را برای افرادی بفرستید که به این حوزه فیلم نامه شما علاقمند هستند . فیلم نامه ترسناک خود را برای تهیه کننده کمدی ارسال نکنید. این هم از این . دیگر هیچ بهانه ای ندارید . بروید و شروع کنید.

پانوشت:

در این پست به طور خلاصه ده ابزار برای ثبت و ارائه فیلم نامه معرفی گردید. نسخه کامل این متن شامل توضیحات کامل تر ابزار ها و مراحل انجام کار در هر ابزار بصورت تصویری به صورت یک کتاب الکترونیکی با فرمت pdf در فروشگاه سایت موجود  است . از اینجا میتوانید آن را خریداری نمایید.

منبع : freshmenscreenplay.com

ترجمه : محسن منوریان

( تابستان ۱۴۰۰ )

بیست چیز کوچکی که خوانندگان فیلمنامه را از فیلمنامه شما متنفر می کنند

از Brian O’Malley

مترجم : محسن منوریان

( توضیح مترجم : این مقاله توسط یک انگلیسی زبان نوشته شده است . بنابراین واضح است که برخی از مطالب عنوان شده مربوط به زبان و گویش انگلیسی است و ممکن است با فرهنگ و زبان ما منطبق نباشد. )

20-little-things


قبل از اینکه متن خود را برای بررسی یا فروش ارسال کنید ، مطمئن شوید که کار شما از مواردی که خوانندگان فیلمنامه را آزار می دهد خالی است! خواننده حرفه ای فیلمنامه ، برایان اومالی ، مواردی را که خوانندگان فیلمنامه از دیدن آنها در یک فیلمنامه متنفرند ، به اشتراک می گذارد.

شرکت من (Screenplay Readers ) کار بررسی فیلم نامه ها را انجام میدهد . این یعنی تصور کنید ما چقدر فیلم نامه میخوانیم . در حقیق چیزی بیش از ۱۳۰۰۰ متن در طول دو دهه اخیر. و همه آن پوشش اسکریپت ها و خواندن اسکریپت ها به یک مورد اصلی نیاز دارند: تیمی از بشر با استعداد. لطفا به واژه بشر که بکار بردم توجه کنید . روی این واژه تاکید میکنم تا این حقیقت را گوشزد کنم که ما خوانندگان متن آدم های مکانیکی یا ماشین نیستیم . ما خواننده ای شبیه خود شما هستیم . از گوشت و پوست و خون ساخته شده ایم . بنابراین ما دقیقاً مثل شما هر یک از احساساتی را که خوانندگان غیر حرفه ای فیلم نامه تجربه می کنند تجربه می کنیم. این احساسات شامل شادی ، هیجان و وبله حتی احساس کدورت (being miffed ) از چیزهای کوچکی که فیلم نامه نویس در فیلم نامه اش که به ما داده بخوانیم و نقد کنیم ، نوشته است.

 این احساس کدورت یعنی چه ؟

مثلا ، عصبانی شوید اما زیاد نه . اذیت شوید اما خیلی نه . مثلا شما چراغ سبز چهارراه را بخاطر اینکه راننده جلویی مشغول پیامک بازی است از دست می دهید . برای بار اول که اتفاق می افتد احساس کدورت میکنید . که اگر برای بار دوم چراغ سبز را  به دلیل مشابه از دست بدهید دیگر تبدیل به مشکل میشود . کدورت های کوچک با هم جمع میشوند و به انداختن فیلم نامه در سطل زبانه منتج خواهند شد.

پس چه چیزی دقیقا ما خوانندگان فیلم نامه را می رنجاند ؟ چیزهای بزرگ ؟ البته کاراکترهای بد ، طرح و ایده بد و بطور کل بد نوشتن . اما چیزهای کوچک یا به ظاهر کوچک مثل همان گیرکردن در چراغ سبز هم میتواند تبدیل به مسئله بزرگ شود ؟ من این را به صورت نظرسنجی از کارمندان خودم ، همه فیلم سازان و نویسندگان فعال در نوع خودشان، پرسیدم که هنگام خواندن فیلم نامه چه چیزهای کوچکی بیش از همه چیز شما را آزار میدهد؟ و نتیجه همین بیست موردی شد که در ادامه خواهید خواند.

شاید یک یا دو مورد از این کارهای کوچک وجود داشته باشد تا ما و دیگر خوانندگان فیلم و عوامل و تهیه کنندگان و افراد توسعه دهنده ای که فیلمنامه خود را برای آنها می فرستید برنجاند. با برشمردن این موارد ، شاید بتوانیم به شما کمک کنیم قبل از ارسال پیش نویس بعدی خود ، اینها را بیابید و نابود کنید:

الف – چیزهای فنی کوچکی که خوانندگان فیلم نامه را می رنجاند:

  1. “متن بدون شماره گذاری صفحه” ( خواننده فیلم نامه KD )
    فکر کردم با یه ایراد مسخره شروع کنم . اما همین مسئله کوچک بارها اتفاق می افتد . همچنین معمولا متون زیادی بدستمان میرسد که چندین صفحه خالی آخرش دارد که البته شماره گذاری شده اند!
  2. “اگه دقت کرده باشید تو نرم افزار Final Draft اگر عبارت FADE IN رو بنویسید به طور خودکار اونو به سمت چپ (ابتدای جمله در انگلیسی ) تراز میکند و برعکس FADE OUT به صورت خودکار به سمت راست ( انتهای خط در انگلیسی ) تراز میشود؟ برای همین اگر در فیلم نامه ای در صفحه اول FADE IN را سمت راست تراز کرده باشد این ذهنیت برای من بوجود می آید که با یک نویسنده آماتور روبرو هستم.” – BH
    بذارید در این مورد جزئی تر صبحت کنم . آیا این خطا باعث نخواندن متن یا به هم خوردن معامله میشود؟ خیر . اما این نشان می دهد که چگونه برخی از گزینه های نمایشی به ظاهر بی ضرر می توانند برای افرادی را که متن شما را می خوانند ذهنیت منفی ایجاد کنند.
  3. ” معرفی یک شخصیت در دیالوگ ها و نوشتن تماما با حروف بزرگ ” – BH
    آیا نوشتن نام شخصیت در توضیحات متن همه با حروف بزرگ مجاز است ؟ بله . در دیالوگ چطور ؟ خیر . استفاده مداوم شخصیت با حروف بزرگ هرجا که به او اشاره شد ؟ خیر . خیر . خیر . ( اگر میتونید ۲۷ بار خیر را بخوانید )
  4. “استفاده از عبارت های عمومی مثل مرد ، زن برای کاراکتر های مهم و تکرارش در چندین صفحه تا در آخر نامشان برای خواننده فاش شود” – BH
    در کنار این خطا که فکر میکنم واضح باشد. این را هم در نظر بگیرید که هیچگاه خواننده فیلم نامه را گیج نکنید . اجازه دهید کارگردان هنگام اکران فیلم مخاطب را گیج کند ، اجازه دهید افراد بازاریاب با نصب بیلبوردهای تبلیغاتی با چهره آدام سندلر در کنار آرم نتفلیکس ، مردم را گیج کنند اما طرح شما – فیلمنامه شما – هرگز نباید گیج کننده باشد.

ب – خطاهایی که هنگام رونویسی باعث رنجش خواننده فیلم نامه میشوند :

  1. “بکاربردن نام فیلم های دیگر در متن. من فکر می کنم دلیل این اتفاق زیاد این است که فیلمسازانی مانند کوین اسمیت و تارانتینو این کار را رواج دادند (trend ) و نویسندگان دیگر می خواهند با این کار مثل آنها موفق شوند. بهتر است بدانید که این تاکتیک بسیار حواس پرت کننده است زیرا باعث می شود خواننده حواسش به فیلم دیگر پرت شود وقتی که باید روی داستان شما تمرکز کند.” – AZ
    خواننده AZ دقیقا به نکته درستی اشاره کرده . البته معتقدم این موضوع اولین بار در Ezekiel 25:17 نوشته شده است . ( نویسنده شیرین بازی در اورده اینجا )
  2. ” توضیح زیاد لباس کاراکترها. اگر لباس ها در رابطه با داستان اصلی هدف خاصی ندارند ، لازم نیست نوشته شوند. مشکلی ندارم که بدانم شخصیت اصلی یک ژاکت چرمی مردانه می پوشد، اما چرا باید بدانم که بقیه چه چیزی می پوشند؟” – KD
  3. ” استفاده بیش از حد از چند تعجب یا علامت سوال !!!!!! ؟؟؟؟؟؟ !؟!؟!؟ “- KD
  4. ” استفاده بیش از حد از عبارت “ما” در توضیحات. وقتی فیلمنامه خوانده می شود ، فیلمنامه نویس کنار خواننده فیلمنامه ننشسته است. بنابراین “ما” با هم چیزی را تجربه نمی کنیم. یکی دوتا “ما” اینجا و آنجا قابل تحمل است ، اما استفاده بیش از اندازه آن من را از داستان پرت میکند بیرون. “-BH
  5. ” استفاده از متن اکشن / توصیفی برای صحبت مستقیم با خواننده فیلمنامه به امید ایجاد واکنش عاطفی خاص. بگذارید داستان این کار را بکند.” – BH
    به این مورد خطاب مستقیم به خواننده اسکریپت هم میگویند. به عنوان مثال “خواننده عزیز ، میخواهم صحنه ای شبیه به صحنه فیلم ایموجی ، جایی که بروس ویلیس موهای خود را با شعله افکن روشن می کند داشته باشم”. از متن استفاده کنید. از تصاویر استفاده کنید از کلمه نوشتاری استفاده کنید. به یادداشت های شخصی برای خواننده روی نیاورید ، مگر به عنوان آخرین چاره .
  6. “دیواری از متن توصیف/عمل صحنه . دیوار و بشکن ” – BH
    خستگی چشم واقعی است . شما بیش از ده فیلم نامه در هفته بخوانید ببینید آیا با دیدن بلاک های بزرگ ازتوصیف چه حسی پیدا میکنید ! دهن سرویسی کامل !
  7. “بکار بردن عناوینی که باعث شود عنوان صحنه بیش از یک خط شود”- BH
    برای مثال این متن :
    داخلی ، بیمارستان کودکان لس آنجلز – بولوار غروب خورشید – لس آنجلس – پس از سیل – قبل از آخرالزمان – غروب
    باید در اساس این باشد :
    داخلی ، بیمارستان کودکان ، روز
  8. “متنی که در ده دقیقه اول فلش بک اضافی دارد. تبریک می گویم! شما در حال رقیق کردن سرمایه گذاری احساسی مخاطب در آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد ، هستید. “– BH
    من دوست دارم اینطوری بیان کنم : “گذشته به جهنم. از الان بهم بگو.”
  9. “استفاده بیش از حد از عبارات پرانتزی. اگر مجبور باشید قبل از هر خط گفتگو “با تاسف” ، “با عصبانیت” و غیره بنویسید ، گفتگوی شما بدرد نمیخورد “
    از پرانتزی ها باید فقط در لحظاتی استفاده شود که احساس می کنید (الف) یک خط گفتگوی خاص را می توان به طرق مختلف خواند ، اما باید توسط بازیگر به روشی خاص خوانده شود و (ب) این روش خواندن در متن مشخص نیست.

ج – خطاهای مربوط به داشتن لحن نادرست و یا بی احساس :

در نهایت زیر مجموعه کوچکی از خطاهای اعصاب خورد کن وجود دارد که به سختی میشه گفت خواننده فیلم نامه را عصبی میکند اما با این وجود به گونه ای جمع میشود که باعث رنجیدن خواننده میشود.
و جای تعجب نیست که همه آنها یک موضوع مشترک دارند: توهین یا به حاشیه بردن وجوه خاصی از انسانیت.
مسلماً ، اکثر فیلمنامه نویسان با هدف آزرده خاطر ساختن مردم ، پای ماشین تایپ خود نمی نشینند ، اما برای بسیاری از کسانی که ممکن است در مناطق نژادپرستانه یا با فرهنگهای اقلیمی زندگی کنند ، تنوع گسترده و شگفت انگیز مردم ، افکار و فرهنگ ها نژاد بشر ممکن است “زبانی” نباشد که به آن بسیار مسلط باشند. در نتیجه برای این دسته از فیلمنامه نویسان ، آماتور یا حرفه ای ، این ریسک وجود دارد که به عنوان یک تبعیض گر جنسی ، نژادپرست ، یا حتی ژن خوب و از ما بهترون شناخته شوند.

  1. “متوجه شدم ، شما یک پسر هستید ، شما یک نویسنده جدید هستید و شخصیت های شما مسطح هستند. اما خدایا ، وقتی هر شخصیت زن “خیره کننده” ، “زیبا” یا “باشکوه” توصیف می شود ، خشم آور است. مثل این است که نویسنده حتی در تلاش برای پنهان کردن نگاه ابزاریش به زنان نیست. و می تواند بسیار بد باشد. یکی از فیلمنامه هایی که برای خوانندگان فیلمنامه خواندم عینا با این جمله شخصیت اصلی زن به مرد روزنامه نگار قهرمان قصه به پایان رسید: ‘خوب ، شما هر آنچه می خواستید به دست آوردید. داستانتون و دختری با سینه های بزرگ.’ ! تقریباً داشتم لپ تاپم را به سمت دیوار پرت می کردم. ” -TA
  2. “توصیف شخصیت به گونه ای که میتواند به تبعیض جنسیتی نژادی یا نگاه ابزاری تعبیر شود”-BH
    به عنوان مثال :
    آماندا (۲۰ ساله – طبیعی – زیبا ) در کنار دوستش، سالی (۲۰ ساله زیبا و باهوش با موهای قرمز و چهره ای عالی) نشسته است . در کنار آنها لاتیشا (۲۰ ساله ، سیاه پوست که با لهجه آبونیک صحبت میکند) نشسته.
    “طبیعی؟” “طبیعی” چیست؟ در اینجا ، این نشان می دهد که سیاه رنگ به نوعی “طبیعی” نیست. ناگفته نماند ، اگر شما لاتیشا را “سیاه” توصیف می کنید ، چرا سایر دختران “سفید” توصیف نمی شوند؟ و کلمه “آبونیک؟” واقعاً؟
  3. ” حیوان خانگی شماره یک من در حال توصیف یک شخصیت زن است: ” او زیبا / خیره کننده خواهد بود اگر عینک را برداشته و موهای خود را پایین بگذارد. ” ظاهراً این همان چیزی است که اهمیت دارد.”- DL2
  4. ” شخصیت های زن اغلب – حتی توسط زنان – طوری نوشته می شوند که گویی کل عملکرد آنها مربوط به ظاهر است و اغلب با سن گرایی هدفمند بیشتری نسبت به مردان همراه است. این آگاهانه یا مغرضانه نیست ، اما زیرکانه نشانه ای از این واقعیت است که شخصیت های زن داستان یک بعدی خواهند بود. تنها چیزی که من بیشتر از آن متنفرم تلاش نادرست برای رفع این مشکل با جایگزینی آن با مواردی مانند “آلیس ، ۲۲ ساله ، زیبا اما باهوش” یا”آلیس ، ۴۲ ساله اما هنوز هم جذاب” است. “- JB
  5. ” شخصیت هایی که به عنوان پیر ، ضعیف ، ناتوان به مراقبت از خود به تصویر کشیده شده اند … اما سنشان بین ۵۰/۶۰/۷۰ است. افراد پیر زیادی وجود دارند که زندگی بسیار فعال و توانایی دارند. چرا باید کسی که بالای ۵۰ سال دارد همیشه به عنوان فرسوده نشان داده شود؟ “- MG2
  6. “چرا شیک پوش ها و اعیان ها عموما انگلیسی هستند؟ همین مثال برای بقیه ملت هایی که به عنوان شخصیت های کمدی شناخته میشوند صدق میکند. “- MG2
  7. ” من بعنوان یک نویسنده و تحلیلگر متولد و بزرگ شده در آفریقا ، غالباً شیوه نمایش قاره خود توسط نویسندگان آمریکایی و بریتانیایی را مبهم ، بد تحقیق و گاه ناخواسته نژادپرستانه می دانم. به نظر می رسد که اغلب نمایشی برای منافع خارجی شخصیت های اصلی است. مردم محلی اغلب کلیشه ای می شوند یا به روشهایی توهین آمیز امروزه یا به صورت اجتماعی توصیف می شوند. هیچ کس جرات نمی کند بگوید ” یهودی جیغ جیغو” اما شما اغلب چیزهایی مانند “آفریقایی جیغ جیغو” را می خوانید. خلق جهان جالب مهم است ، اما مطمئن شوید که آن را می دانید. یک نسخه فانتزی از یک مکان واقعی می تواند خواننده ای را که بهتر می داند خسته کند. به همین دلیل از فیلم ماداگاسکار کاملا متنفرم “- JB

بنابراین در کنار نیاز به داشتن فیلم نامه ای با مفهوم عالی و مجموعه ای عالی از شخصیت ها و صحنه های شگفت انگیز ، این را بخاطر بسپارید:
فیلمنامه شما همچنین باید از عصبی کردن خواننده فیلمنامه اجتناب کند ، چه با چیزهای کوچک ، چیزهایی به ظاهر بی اهمیت که جمع می شوند ، و چه سرنخ های ظریفی که ما را به این باور می رساند که شما انسان خوبی نیستید.
زیرا اگر این کار را انجام دهید ، مطمئناً آن چراغ سبز را از دست خواهید داد.

———————————–

ترجمه : محسن منوریان

نویسنده : Brian O’Malley

درباره نویسنده :
برایان اومالی شغل خواندن فیلمنامه خود را از سال ۱۹۹۴ با خواندن و پوشش فیلمنامه های آژانس ادبی گروه هنری هنرمندان رسانه آغاز کرد. در سال ۱۹۹۷ ، او کار خود را به عنوان خواننده فیلمنامه و هماهنگ کننده فیلمنامه B-movie maverick Roger Corman (فروشگاه کوچک ترسناک ، مسابقه مرگ ۲۰۰۰ ، دبیرستان راک اند رول) شروع کرد ، سپس در سال ۱۹۹۹ تیمی از فیلمسازان و خواننده های درجه یک  را برای راه اندازی تیم خوانندگان فیلم نامه جمع کرد.

لینک منبع :
https://scriptmag.com/features/20-little-things-make-script-readers-hate-screenplay

احساس خوب

پسته تازه

از فروشنده پرسیدم این پسته تازه ها چنده ؟
گفت ۲۰ تومنه. اینا هم ۲۵ تومنه. پرسیدم: خب فرقشون چیه؟ گفت: اینا درجه یکه. اینا درجه دو. گفتم : دیدم هردوشو از یه گونی ریختی. خودشو زد اون راه و گفت : میخوای از همون بیست تومنیه ببر. اینم کیفیتش خوبه. گفتم : نمیخوام. فقط برام سواله که چرا همچین کاری میکنی. گفت: برو آقا برو دنبال کارت. با نگاه مدیر بازرگانی طوری گفتم : خب تو که میتونی همشو بذار بیست پنج تومن سودتم بیشتر میشه خب. گفت من کلاهبردار نیستم . اینا قیمتشون بیست تومنه. خندم گرفت. گفتم : تو الان داری جنس بیست تومنی رو میفروشی بیست پنج تومن! نگاهی بهم کرد و گفت : ببین، خیلی ها دوست دارن جنس و گرون تر بخرن. اون پنج تومن اضافه، پول احساس خوبیه که بهشون میفروشم. با فلسفش حال کردم گفتم : دمت گرم. پس یه کیلو از همون بیست پنج تومنیه بده ببرم. گفت : تو بیست تومنی ببر. گفتم : خب منم احساس خوبو میخوام. گفت : نه دیگه، برای تو دیگه کارکرد نداره.

من و کودکی ام در یک قاب

کودکی ام توی همان استخری شنا میکردم که کودک ام امروز .

فرقش این است که این یکی از صدها تفریحش هست و اما برای من شاید یکی از معدود ترین.

آن روزها همه چیز به همان شکلی که بود بود . یعنی چیز پیچیده ای وجود نداشت . ظهر جمعه تابستان میشد میرفتی باغ می افتادی توی آب خنک. عصر میشد بیرون می آمدی . چایی میخوردی . حالا هم همین کارها را میکنی . اما نمیفهمی . درکشان نمیکنی . انگار پوستت آنقدری کلفت شده که برخورد آب خنک را حس نمیکند . یعنی حالا اگر بخواهم خوشبخت باشم باید برگردم به دوران کودکی ام؟! نگاه میکنم میبینم من الان ، آرزوی بچگی هایم هستم . حالا که آرزوی بچگی هایم برآورده شده،  حسی دارم ؟ اصلا میفهمم ؟ خوشبختم؟

مینشینم پای صحبت های بزرگترهای زمان شاهی ، مدام تعریف میکنند که اینطور بود . راحت بودیم . مشکلی نداشتیم . . احتمالا پدربزرگها هم مینشستن میگفتن والا زمان قاجار اصلا خیلی بهتر بود. آخه اصلا چطور میشود زندگی بکنی با خر و قاطر این شهر اون شهر بروی توی گرما ، ظرف شویی و لباس شویی هم نداشته باشی بعد راحت تر هم باشی ! بعد که میبینم خب ما هم اول انقلاب بودیم بچه بودیم همین حس را داشتیم. نه اینکه آن موقع داشته باشیم ها . بعدها که برمیگردیم خاطرات را مرور میکنیم میبینیم چقدر خوش بودیم. به هرحال نه ما دیگر مای گذشته ایم و نه زمان دیگر به اصطلاح زمان شاه.

میخواهم بدانم کودک ام امروز به همان اندازه لذت می برد ؟ استخر آب خنک توی تابستان برایش همان معنی را می دهد که برای من میداد ؟ میخواهم بدانم وقتی بزرگ شد ، میخواهد به کودکی برگردد ؟ اصلا وقتی به خوشبختی رسید میفهمد که رسیده یا هنوز آرزوی خوشبختی میکند؟

وجه اشتراک نسلی

تقابل نسل قدیم و جدید تلفن همراه

نزدیک نیمه شب بود و من مشغول بازی بودم که یک ماموریت تماس پیش آمد ،انگار مورد اورژانسی بود و من اصلا حال حوصله ایستادن دم گوش رو نداشتم . اطراف را نگاه کردم ، پدربزرگ آن گوشه آرام در شارژ بود.
من : آقجون ، آقاجون … ای بابا آقاجون
پدر بزرگ : بگیر بخواب بچه این موقع شب .
من : آقاجون بیدار شو یه دیقه.
پدربزرگ : چته ، مگه کوری نمیبینی تو شارژم .
من : آقاجون مورد اورژانسیه .
پدربزرگ : عجب. مورد اورژانسی این موقع شب آخه !‌
من : آقاجون بیا ببین این شماره رو میتونی بگیری برام .
پدر بزرگ : چرا خودت نمیگیری ؟
من : من آنتن ندارم .
پدر بزرگ : خجالت بکش بچه . آنتن ندارم یعنی چی ؟
من : مگه چی گفتم .
پدربزرگ : ما همسن شما بودیم آنتنمون تا قله قافم می رفت . اصلا هرجا میرفتیم اولین چیزمون که فعال میشد آنتنمون بود .
الان میتونستم جوابشو بدم . چون از خانم بزرگ بارها شنیده بودم که آقاجون هم آنتن درست و درمونی نداشت . باید میرفتن تا بالای کوه تا یه جایی یه آنتن نصفه و نیمه ای پیدا میکردن و کارشون راه میافتاد. ولی گفتم فقط کافیه اینو بگم تا آقاجون شروع کنه. منتظر این بود که تو من یه ایرادی پیدا کنه و شروع کنه بد و بیراه گفتن به کمپانی های مختلف و دائم هم تاکید کنه که فقط خودشون خوب بودن و جدشون آلکاتل اینا . من هم که اصلا حوصله این بحث های تکراری رو نداشتم، بحث و بردم یه سمت دیگه .
من : نکه آنتن نداشته باشم . هنگم ، ریختم به هم .
پدربزرگ : یه خواموش روشن شو درس میشه .
من : نمیشه . باید فلش بشم .
پدر : فلش ؟ فلش دیگه چه صیغه ایه ؟
من : اندرویدم ریخته بهم. شما این چیزا رو نمیفهمی آقاجون .
پدربزرگ : نفهم خودتی بچه. فکر کردی یه انی انداختی رو خودت حالا دیگه مانفهمیم .
من : اندروید آقاجون .
پدربزرگ : حالا هرچی . جوون به سن تو بره فلش بشه ، من این همه عمر از خدا گرفتم یه بارم فلش نشدم . بعد میگن ما نسل قدیمیم . والا سگ ما شرف داشت به این قرتی بازیهای الان . انروی و کوفت . پاشو پاشو برو این قرتی بازیهام در نیار
من : نمیتونم.
پدربزرگ : پاشو بهت میگم . اگه یه ذره ژن نوکیاها توت باشه با یه ریست درس میشی.
من : میگم الان نمیتونم آقاجون .
پدربزرگ : به حرف بزرگترت گوش کن .
من : داره اتک میشه بهم . وضعیتم حاده.
پدربزرگ : اتک ؟
من : چطوری آخه براتون توضیح بدم که بفهمید .
پدربزرگ : بچه نفهم خودتی . میزنم ریست فکتوریت میکنما .
من : ببینید . … مثلا فکر کنید شما مارتون تا حالا ۵۰ تا مربع خورده و الان خیلی بزرگ شده .
من : حالا ، مثلا تو یه مرحله ی بالا هستید، نمیتونید یه دفعه ریست کنید که.
پدربزرگ سکوت معنا داری کرد … نگام کرد.. یه غمی تو عمق نگاهش بود. گفت میدونی چن وقته مار بازی نکردم؟ 
یه دفعه ساکت شدم . مار بازی مورد علاقه آقاجون بود . همیشه برام تعریف میکرد که چطوری رکورد میزده و چطوری مربع ها رو پشت سر هم میخورده . گفتم :‌ چرا ؟ از کی ؟ 
پدربزرگ گفت : از وقتی تو بی پدر اومدی ، حواس نمیذاری که برام . خوردم تو دیوار . اه . داشتم رکورد میزدم.
من که الان درک کرده بودم برای چی آقاجون اینهمه سفسطه بافی کرد که شماره رو نگیره ، گفتم
من : آقاجون به نظرت تو این دوره چرا باید اصلا مسئله اورژانسی پیش بیاد ؟
پدربزرگ : آره. به نظرم اینا همش حرفه . اورژانسی و این مزخرفات .
من : به نظرم آدم گاهی باید آنتنشو بزنه به اون راه .
پدربزرگ : آفرین پسرم. خوبه حداقل یه وجه اشتراک نسلی پیدا کردیم. برم بخوابم .
آقاجون اینو گفت ، یه چشمک گل درشتی هم به من زد و خودشو زد به خواموشی. منم آنتمو زدم به اون راه و خودم و زدم به هنگی.

نمایش کلاغ پر کار مشترک محسن منوریان و علی محمد حسام فر در شیراز

تا حالا شده که احساس کنید خودتون نیستید؟ مثلا شبا خواب ببینید که پنگونید و هر شب هم این خواب رو ببینید.. بهش میگن خواب های سریالی.. یعنی تا سرتون رو میذارید زمین زندگی جدیدی برای شما شروع بشه.. ببینید که توی قطب زندگی می کنید.. یه جایی که دور تا دورش کوه یخه.. جایی که دست هیچ شکارچی بهش نمیرسه و تاکید می کنم هر شب این خواب رو ببینید..!.. و هر شب ادامه ی خواب شب قبل.. اونم در حالی که شما یک کلاغی..!.. از یه طرف به خودپنگوئن پنداری مبتلایید و از طرف دیگه کسی کلاغ بودن شما رو هم به رسمیت نشناسه..! واقعا زندگی سختیه و البته پر از لحظه های خنده دار!

تالار سپاسدار از ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ میزبان کلاغ پر است

گروه کارگردانی:علی محمد حسام فر، محسن منوریان

نویسنده : علی محمد حسام فر

بازیگران:آرش جمال الدینی، فیروزه باباملکی، محسن منوریان، علی محمد حسام فر،پریسا درافشان،نسا توافق

از ۳۰ اردیبهشت تا ۱۲ خرداد ماه ساعت ۲۰
چهاراه حافظیه،طبقه فوقانی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس
تماشاخانه استاد سپاسدار
فروش بلیط : وبسایت www.irantic.com
یا
در محل تماشاخانه سپاسدار

پوستر نمایش کلاغ پر
پوستر نمایش کلاغ پر

 

 

نمایش کلاغ پر - بازیگران

نمایش کلاغ پر – بازیگران

بروشور کلاغ پر - اوریگامی کلاغ
بروشور کلاغ پر – اوریگامی کلاغ

برشور تیاتر کلاغ پر - عوامل
برشور تیاتر کلاغ پر – عوامل

نمایش کلاغ پر در رسانه ها
نمایش کلاغ پر در رسانه ها

دکور نمایش کلاغ پر
دکور نمایش کلاغ پر

 

عکسها و مطالب بیشتر در مورد کار را میتوانید روی پیج اینستاگرام گروه ببینید : https://instagram.com/_u/porchistaart

میتونید درباره نمایش و گفتگو با عوامل کار را در این آدرس ها بخوانید :

مثل سرزمین سبز توی جاده بین راه

نگاه میکنم به پنجره ، دختریست مثل ماه
نگاه میکنم به پنجره ، دختریست مثل ماه

نگاه میکنم به پنجره دختری است مثل ماه
آنطرف نشسته باز, میکند مرا نگاه

صاف و ساده مثل آفتاب مثل آینه
مثل سرزمین سبز توی جاده بین راه

روز و شب تمام میشود با سفر به چهره اش
صورتش چو صبحدم سپید و چشمها سیاه

هم کلام میشویم لیک گفتمان که نه
حرف میشود نصیب من, او فقط نگاه

چی تو را صدا کنم بحث میرسد به اسم
حدس میزنم سپیده بهتر است یا پگاه

شایدم ستاره هستی و شب که رفت
ناپدید میشوی تو هم پا به پای ماه

من چه احمقم وقت می رود زدست
لحظه این وسط چه ساده میشود تباه

بهتر است بشنوم کمی ز خود بگو
شروع میکند به حرف, بی صدا مثل آه

پر می کشد دلم به پنجره به آن طرف
لک میزند دلم برای یک وجب گناه

دست میبرم به پنجره کنار میرود
هر چه بود بین من و یک وجب گناه

باد میخورد به صورتم. نیست او ولی
آب میشود به روی گونه می برد پناه

پیاده میشوم همین کنار ترمز بزن
من چه احمقم دوباره کردم اشتباه

سرعتم زیاد بوده و عبور کرده ام از او
شایدم مانده بوده او همان ابتدای راه

————————————–

محسن منوریان ( زمستان 93 )

————————————-

قابل توجه علاقمندان به نگارش نمایشنامه و فیلم نامه

واحد نمایش رادیو فارس
ارسال نمایشنامه به واحد نمایش رادیو فارس

سلام خدمت همه دوستان

اینم یه مژده برای دوستانی که دوست دارن در فعالیت های نمایشنامه نویسی شرکت کنند .

بخش نمایش رادیو فارس از نویسندگان نمایش رادیویی دعوت کرده که نمایش نامه های بلند و کوتاه و یا طرح های بلند خود شون رو برای اجرا در واحد نمایش ارسال کنند که البته در صورتی که مطلب شما تایید شد مبلغی بابت حق الزحمه به نویسنده تعلق خواهد گرفت .

نمایشنامه ها میتواند در قالب بلند 30 دقیقه ای و یا کوتاه 5 دقیقه ای باشد .

موضوعات مطرح شده :

  • اجتماعی خانوادگی
  • الگوهای زندگی . نمونه های الگو های رفتاری – آسب شناسی الگو ها و ارائه راه حل
  • مشکلات روابط خانوادگی ماننده روابط پدر و پسر ، والدین و فرزندان ، زن و شوهر و …
  • اعتیاد جدید و قرص های روان گردان
  • بی اعتمادی افراد در جامعه و عوارض آن
  • رسانه های دیجیتال و وابستگی های افراد به رسانه ها
  • شبکه های اجتماعی و محاسن و معایب
  • و هر گونه موضوعی در زمینه های اجتماعی مورد بحث جامعه

و اما نحوه نگارش و ارسال متون  :

  • برای متون بلند 30 دقیقه ای ابتدا طرح آن باید ارائه شود که در صورت تایید متن درخواست خواهد شد و یا همان طرح را خریداری میکنند . طرح باید نهایتا دو صفحه a4 باشد به صورت صحنه بندی که هر صحنه دو سه خط بیشتر لازم به توضیح نیست . کل صحنه ها برای یک متن 30 دقیقه ای نباید بیش از 5 صحنه باشد .
  • متون بلند سریالی هر قسمت 30 دقیقه مانند الگوی یک قسمتی باید ارائه شود .
  • برای نمایش های کوتاه 5 دقیقه ای خود متن باید ارسال شود که باید در قالب متن یک صحنه ای یا نهایتا دو صحنه ای و 4 صفحه A4 تهیه و ارائه شود .

تعرفه ها :

  • برای متون بلند 30 دقیقه ای قیمت متن کامل بین 60 تا 80 هزار تومان هست و اگر فقط طرح باشد بین 15 تا 20 هزار تومان .
  • برای متون بلند سریالی هر قسمت بین 60 تا 80 هزار تومان و طرح هر قسمت 10 هزار تومان .
  • متون کوتاه 5 دقیقه ای 15 هزار تومان .

همان طور که میبینید قیمت ها بالا نیست . اما برای دوستانی که تمایل دارند وارد این عرصه شوند و یا نویسندگان توانایی که دوست دارند دیده شوند فرصت خوبی است .

برای ارسال متن ها و طرح هاتون میتونید از بخش ارسال مطالب شما به وبلاگ به آدرس : http://blog.monavarian.ir/send-articles متن خودتون رو بفرستید تا بنده به سردبیر رادیو تحویل بدهم.

برای درک بهتر نمایش رادیویی میتونید اینجا مقالات خوبی رو ببینید : http://www.radionamayesh.ir/maghalehhalist.php

چند نمونه نمایش رادیویی کار شده خود هم در رادیو نمایش رو برای نمونه میتونید از همین وبلاگ دانلود و مطالعه نمایید :

 

 

استارت آپ ویکند ، هشتم آبان در شیراز

استارتاپ ویکند شیراز
startup weekend shiraz

قرار است همایش استارتاپ ویکند ( Startup Weekend ) اینبار هشتم آبان ماه در شیراز برگزار شود . این همایش بیشتر شبیه یه تفریح آخر هفته است که البته میتونه برای شرکت کننده ها فراتر از تفریح و به یک کسب و کار بزرگ تبدیل بشه .

کلا همایش در سه روز برگزار میشه ، شرکت کنندگان شامل برنامه نویسان ، طراحان کامپیوتر و ایده پردازان هستن و البته صاحبان کسب و کار . روز اول شرکت کنندگان ایده هاشون رو عنوان میکنن (هر نفر 60 ثانیه فرصت داره ) . از بین ایده ها چند ایده به عنوان ایده برتر رای گیری و انتخاب میشه . بعد ایده پردازان برتر گروه خودشون رو از بین همون شرکت کننده ها انتخاب میکنن و در دو روز آینده این گروه ها اقدام به بسط ایده میدن تا از حالت خام به حالت اجرایی تبدیل بشه . و در پایان داوری میشن و برترین پروژه انتخاب میشه . عموما دیده شده بعد از این همایش گروه ها با هم در ارتباط بودن و ایده هاشونو تکمیل کردن و تبدیل به یک کسب و کار .

این چکیده همایش هست که در تمام جهان داره انجام میشه و چند سالی هست که وارد ایران هم شده و حالا برای اولین بار داره تو شیراز برگزار میشه .  من هم افتخار دارم در همایش حضور داشته باشم .

خوشحال میشم شما دوستان رو اونجا زیارت کنم .

برای دیدن اطلاعات بیشتر و ثبت نام میتونید به آدرس زیر مراجعه کنید :

http://shiraz.startupweekend.ir

به یاد دایی عزیزم ، با کلی دلتنگی

محمد رضا فلاح
محمد رضا فلاح

در ایــن شـــــب ســرد مــاه آبــان  …..  در بـاطــن من گرفـته بــــــــاران

با ایـن نفـس بـه گـل نشـســــتـه  …..  فریــــــــاد نوشـتـه ام به یــزدان

یک سال گذشت و من شب و روز  …..  در فـکر رســــــیــدن بـه پــایــان

پایانی خنـده هــای لـــبـــریــــــــز  …..  وقتی که قدر نمـوده  ایـن سان

وقـــتی که گلـــولـه ای شـــکـاری  …..  از مغز تـهـی گرفـتـه فرمــــــــان

مـحــشــر کـند هـر زمــانــه ای را  …..  چون زخـم زده بـه قـلب یـــاران

زخـمـی که هـنــــوز ســر نبسته  …..  انگار نشـسـته بر دل و جـــــان

انـــگـــــــــار نشـــــسته بر گلویم  …..  بغضی به بلــندی زمـــــسـتـان

بغضی که تـــوان ماندنش نیست  …..  خوابیــده بــه انـتـظـار بــــــاران

مرغ سحرم تـو نـــــــــــاله سرکن  …..  از دسـت گلـــوله های نــــادان

داغ دلــمــو تــو تـــــــــــازه تـر کن  …..  در این شـب سـرد سـوز بـاران

بایــد برود زیـــــاد ، هرچـــــــــــند  …..  مرگی که بود کمـــــال انســان

مرگی که تعهد اســــــت مــــا را  …..  از بـدو ورودمـان بـه کـیهـــــــان

پس خـــاک کنــیم بـــاید امشب  …..  آن تـلخ حدیــــث روز هــــجران

هــرچــند که جهل این میـــــــانه  …..  هرگز نــرود ز یـــــاد، آســـــــان

                                                                  محسن

                                                                  یکم آبان 92