مثل سرزمین سبز توی جاده بین راه

نگاه میکنم به پنجره دختری است مثل ماه آنطرف نشسته باز, میکند مرا نگاه صاف و ساده مثل آفتاب مثل آینه مثل سرزمین سبز توی جاده بین راه روز و شب تمام میشود با سفر به چهره اش صورتش چو صبحدم سپید و چشمها سیاه هم کلام میشویم لیک گفتمان که نه حرف میشود نصیب … ادامه خواندن مثل سرزمین سبز توی جاده بین راه